کاردستی دیسک سایفر آلبرتی

عنوان پست خبر می‌دهد از سِرِ پست! بله دیگه عنوان مشخص کرده که در مورد چی می‌‌خوام بنویسم. چندین ماه پیش یعنی جدن چندین ماه پیش (فکر کنم دو سال اینطورا پیش) یه pdfای می‌خوندم در مورد رمزنگاری، بعد هر مدلی که می‌خوندم رو باید می‌رفتم تست میکردم، برای خودم رو کاغذ می‌نوشتم یا ویدئو مرتبط می‌دیدم که چطور میشده و این حرفها. یادمه سر انیگما دو روز گیر کرده بودم. خلاصه همون موقع‌ها بود که میخواستم دیسک سایفر آلبرتی رو خودم هم درستش کنم. حالا اون موقع چی شد نمی‌دونم،‌ خلاصه رسید به امروز که با پیام درستش کردیم.

درست کردنش هم خیلی ساده است. پیام جانم با inkscape فایل SVG ‌شون رو ساخت، البته اون گرگ خوشگل و بامزه رو از اینترنت پیدا کردیم. بعد پرینتشون کردیم و با چسب حرارتی روی کارتون چسبوندیم. با موکت‌بر و قیچی اون سه تا دایره رو در آوردیم و بعد رو هم گذاشتیم، هم‌مرکز دیگه، و با نخ و سوزن و دکمه اینها رو بهم وصل کردیم.

اگرم خواستید بسازین، این فایل ۱ و فایل ۲ می‌تونین دانلود کنین.

کاردستی دیسک سایفر آلبرتی
کاردستی دیسک سایفر آلبرتی
کاردستی دیسک سایفر آلبرتی

بالاتر از سیاهی رنگی نیست؟

یه ضرب‌المثل است که می‌گه: بالاتر از سیاهی رنگی نیست. صبر کنین، به دلتون صابون نزنین. اتفاقا هست و اسمش هم «وانتا‌بلک»ه. من همین چند دقیقه پیش در موردش خوندم، و طبق معمول دانش را با نوشتن حفظ می‌کنم. البته جا نداره که من بگم «دانش را با نوشتن حفظ می‌کنم»، چون تحقیقات من نیست که!‌ من فقط خوندم و مطلع شدم و دارم می‌نویسمش… حالا اینها مهم نیست، بریم ببینیم Vantablack چیه.

وانتابلک: ترکیباتی که تو این رنگ بکار رفته باعث شده که درصد خیلی بالایی (99.965٪) از نور مرئی رو جذب کنه. این ماده تو دانشگاه Surrey NanoSystems انگلستان ساخته شده. البته این چیزی نیست، دانشگاه MIT تو سال ۲۰۱۹ ماده‌ای تولید کرد که یک دهم نوری که وانتابلک بازتاب می‌داد رو رفلکت می‌کرد. بله دقیقا واو.

اما کاربرد وانتابلک چیه؟ تو ساخت تلوسکوپ‌ها، بهبود دوربین‌های مادون‌قرمز، استتار حرارتی و فناوری انرژی خورشیدی ازش استفاده می‌شه.

BMW هم تو نمایشگاه اتومبیل فرانکفورت، سال ۲۰۱۹، از X6 به رنگ وانتابلک رونمایی کرد. بیاین این ویدئو رو ببینین.

میبینین تو عکس بالا انگار حجم X6 دیده نمی‌شه و تخته؟ خب اینم به همین خاطر بازتاب بی‌اندازه کم نور تو این رنگ هستش، طوریکه اون جسم تخت دیده میشه. برای روشن‌ شدن یا روشن‌تر شدن این ویدئو رو ببینین.

حالا در برابر این سیاه‌ترین سیاه، رنگی داریم به اسم «سفیدترین سفید»! این رنگ هم بر عکس وانتابلکه، یعنی درصد خیلی بالایی از نور مرئی رو باز می‌تابه، رفلکت می‌کنه. اگه سطح بیرونی ساختمان‌ها رو با این رنگ «سفیدترین سفید» رنگ بزنیم، نیاز خیلی کمتری به سیستم‌های خنک کننده پیدا می‌کنیم. هم برای زمین خوبه و هم جیب‌مون.

خلاصه که بالاتر از سیاهی رنگ هست البته که هست، خیلی هم هست. تازه بالاتر از سفیدی هم رنگ هست 🙂

حافظه‌مو بردار و ببر،‌مال خودت مال چشات

این موقع شب، البته که چیزی غیر از این عنوان به ذهنم نرسید :))) حالا چی شد که داریم این پست رو می‌نویسم، یه ایده به ذهنم رسیده.

فیلم کیل بیل رو دیدین؟ :)))) دوستم فیلم kill bill رو خیلی تعریف میکرد و ما هم بالاخره نشستیم دیدیم. البته این بلاخره برمیگرده به ۴ سال پیش اینطورا شایدم ۵، دقیق یادم نیست اینجاش. خلاصه این دوستم میگفت من حاضرم ۵ سال از عمرمو بدم و حافظه‌ام پاک شه تا بتونم kill bill رو دوباره برای بار اول ببینم. الان نخندین یا نگین یعنی چی و این حرفها،‌ وقتی به فیلم یا فیلم‌های محبوبتون برسید، شاید بخواین همچین فداکاری‌ای کنین. اسمش فداکاری نمیشه واقعن، چیز دیگه‌ای الان به ذهنم نرسید. آهان هزینه‌اش رو بدید، هزینه احتمالی البته، این بهتره.

آقامون و خانوممون

منم چند روز پیش داشتم با خودم فکر می‌کردم که واقعن چقدر دوست داشتم kill bill رو دوباره برای بار اول میدیدم، البته فقط کیل بیل نیست، مثلن End game که دیونه‌شم. اند گیم رو اگه ندیدین واقعن که :|! برید سری مارول رو ببینین تا برسید به شاهکار بازی آخر. حالا اگه قرار باشه برای هر فیلم‌ محشری که دلم می خواست دوباره برای بار اول ببینمشون، ۵ سال از عمرمو بدم،‌ تقریبن یه چند سالی هم بدهکار میشدم. به همین خاطر با ۵ سال موافق نیستم وسر یکسال می‌تونم به توافق برسم. منتها طرف دومی برای این قرارداد وجود خارجی نداره، چه ۵ سال چه ۱ سال.

خیلی دوستون دارم و کلی دلم براتون تنگ شده

کاش یه کاری کنن شرکت‌هایی مثل نئورالینک و اینها تا بتونیم به دلخواه خودمون قسمت‌هایی از حافظه رو پاک کنیم، موقتی البته! مثلن من میخوام موقتن خاطره یه فیلم از ذهنم پاک شه، و مشخص کنم که بعد از فلان تاریخ و ساعت دوباره قابل دسترسی باشه و برگرده. اینطوری هر چقدر دلمون خواست می‌تونیم فیلم‌هامون رو چندین بار برای بار اول ببینیم 🙂

ایده بکر و نابه، ببینم چیکار می‌کنین دیگه :)))))

جزئیات کلید gpg رو چطوری ببینیم؟

خودم همین چند دقیقه پیش این رو یاد گرفتم و طبق معمول مینویسم شاید یکی دیگه استفاده کنه. اوکی من فرض رو میذارم روی اینکه می‌دونین کلید gpg چیه. وقتی میسازیمش همراهش یه سری دیتا ذخیره میشه، و ازمون اسم و ایمیل رو میپرسه دیگه! حالا این جزئیات رو میشه از کلید عمومی در آورد یا استخراج کرد. بات هاو؟ اینگونه:

کل کلید عمومی رو تو یه فایل با پسوند asc ذخیره می‌کنین. بعدش بعنوان آرگومان میدیدش به دستور gpg. نشان دهم با مثال :)) :

gpg PATH/ESME_FILE.asc

اگرم که خواستین اون کلید رو ایمپورت کنین و جزئیاتش رو ببینین:

gpg –import PATH/ESME_FILE.asc

خروجی اینها میتونه اسم یا ایمیل صاحب کلید رو نشون بده.

کوسه رو دنبال کن

یه سایتی رو دیدم که میشه توش کوسه‌ها و لاک‌پشت‌ها رو ترک کرد، خیلی برام جالب اومد. این اسم سایته ocearch . از سال ۲۰۰۷ دارن کوسه‌ها رو ترک می‌کنن. اینطوری که کوسه رو از آب میارن بیرون مثلا روی قایق بزرگشون و به باله‌اش یه ترکر نصب میکنن و هر وقت باله کوسه از آب بیرون باشه، این ترکر یه سری دیتا مثل اینکه کوسه الان کجاست و حرارت آب و اینها رو به جایی میفرسته. به هر کدوم از این موجودات دریایی که ترکر دارن، یه اسم خاص هم نسبت دادن، مثلن اسم یه لاکپشت، ندا هستش. حالا تو این نقشه میشه دید که کوسه ایکس چه ویژگی‌هایی داره، الان کجاست، ازکجا اومده ، چند مایل شنا کرده و … . خلاصه خیلی برای من جالب بود گفتم اینجا هم بنویسم شاید یکی دیگه هم خوشش بیاد.

حالا فیلم آرواره‌ها رو که یادتون میاد؟ :)))) خندم میگیره چون هی دارم می نویسم این فیلم یادتون هست، اون فیلم یادتون هست. اوکی ممکنه این فیلم رو ندیده باشینش، واسه سال ۱۹۷۵ و ساخته حضرت اسپیلبرگه، من نمیخوام داستان فیلم رو تعریف کنم. فقط چند تا نکته، تو این فیلم کوسه‌ها رو طوری نشون داده بودن که تشنه خون انسان بودن و میخواستن انتقام بگیرن و اینکه خیلی باهوش و گرخناک بودند (گرخناک رو خودم اختراع کردم، به معنی ترسیدنی، کاش این کلمه جدید بدست دانیال بهزادی برسه).

ادامه خواندن کوسه رو دنبال کن

از فوران آتشفشانی تا دوچرخه

یه مستندی می‌دیدیم درمورد ماشین‌های الکتریکی و اینها، و گذری زد به دوچرخه! یه چیزی در مورد اینکه دوچرخه چطور اختراع شد گفت که برام جالب اومد و گفتم حتما باید در موردش بخونم و بنویسم، چون برام جالبه. تازه ممکنه کسی دیگه هم استفاده کنه. اوکی بریم.

۵ آپریل سال ۱۸۱۵ یه کوه آتشفشان به اسم تامبورا (تو اندونزی امروزی و قبلا هند شرقی هلند )، فوران می‌کنه، که قدرتمندترین فوران آتشفشانی تو تاریخ بشر بوده. در اثر همین فوران کلی خاکستر وارد جو زمین می‌شه! آسمون تیره میشه و دما کاهش پیدا می‌کنه، به همین دلیل محصولات از بین میرن و قحطی میشه.

سال ۱۸۱۶ هم شد سال بدون تابستون! این قحطی تو اروپا روی زندگی مردم تاثیر زیادی می‌ذاره، طوریکه حتا علوفه برای اسب‌هاشون نداشتن و نمی‌تونستن همینطوری تو طویله نگهشون دارن و یا برای حمل و نقل یا بیش از حد ضرورت ازشون استفاده کنن.

بخاطر کمبود اسب‌های سالم، نیاز به چیز دیگه‌ای برای حمل و نقل بود، تا اینکه کارل درایس، مخترع آلمانی، ۱۲ ژوئن سال ۱۸۱۷ تو شهر مانهایم پرده از اختراع جدیدش برمی‌داره.

ادامه خواندن از فوران آتشفشانی تا دوچرخه

سلام سایبورگ

علیک سلام :)) حالا داستان اینکه چی شد دارم این پست رو می‌نویسم تعریف نکنم، مستقیم بریم سر اصل مساله. خب سایبورگ میشه موجودی که اجزای ارگانیک و مکانیکی رو با هم داره. اگه فیلم «نگهبانان کهکشان» رو دیده باشین، با شخصیت نبیولا آشنا هستین، خواهر گامورا و دختر تانوس. اگر این فیلم رو ندیدین – آخه چرا؟ چطور؟ برید ببینین دیگه :)) – آره اگه گاردین آو د گلکسی رو ندیدید، فیلم «پلیس آهنی» روبوکاپ رو که دیدید؟! خواهشا این رو دیگه نگین نه ندیدیم !! برید ببینین دیگه :))). حالا نبیولا و روبوکاپ قبلا یک موجود زنده با اجزای کاملا ارگانیک بودن دیگه، بعد میشن سایبورگ.

نبیولا

می‌خواستم با مثال نبیولا و روبوکاپ بگم که طبق تعریف رسمی، سایبورگ به موجود ارگانیکی میگن که اجزای مکانیکی ایمپلنت شده داره، یعنی اجزای مکانیکی در بدنش کاشته شده، جزیی از اون شده دیگه. اما بنظرتون واقعن این تعریف درسته؟ یعنی مهم اینه که اجزای مکانیکی حتما کاشته بشه که بگیم اون موجود سایبورگ هستش؟ مگه نه اینکه اگه اون جز کاشته شده رو بردارن اون موجود زنده، زندگیش و شاید زنده بودنش دچار مشکل بشه؟ خب ما هم که الان همینیم آخه!!! از لپ‌تاپ و موبایل و کتابخوان بگیر بیا برس به دست و پا و قلب و قرنیه مصنوعی! بعضی از این تکنولوژی‌ها رو ما به ظاهر دستمون میگیریم یا می‌پوشیم، مثل موبایل و عینک هوشمند، ( یکی دوسال دیگه شرکت نئورالینک و امثالش اینها رو هم تو بدنمون میکارن، دور نیست) و بعضی‌هاشون واقعن تو بدن بعضی‌هامون ایمپلنت میشه مثل قلب و قرنیه مصنوعی! حالا قلب و قرنیه مصنوعی رو جدا نکنن، ولی اگه موبایل رو از ما ها جدا کنن یا لپ‌تاپ رو چی میشه؟ مگه زندگیمون بدون مشکل ادامه پیدا میکنه؟

آره دیگه این همه آسمون ریسمون بافتم که بگم ما خیلی وقته که داریم میشیم سایبورگ و شاید خودمون حواسمون نیست. قرار نیست که حتما شبیه روبوکاپ بشیم که بگیم سلام سایبورگ.

می‌دونین چی فکر می‌کنم، بنظرم نیازی نیست نگران این باشیم که فردایی میاد که هوش مصنوعی علیه انسانها جنگ راه میندازه. چون اون هوش مصنوعی خودمونیم، انسانی به این شکلی که ما هستیم اون موقع باقی نمی‌مونه آخه :))))))

بهش فکر کنین سایبورگ‌ها :)))

روبوکاپ