نقطه سه گانه‌

داشتم یه چیزی می‌خوندم برخوردم به کلمه‌ «نقطه سه گانه»، خب نمی‌دونستم چیه، رفتم ویکی‌ش رو خوندم و یه ذره جستجو کردم در موردش. خلاصه برام جالب اومد، گفتم یه اشاره‌ای کنم بهش شاید برای یکی دیگه هم جالب باشه. خب بریم.

آب می‌تونه در آن واحد هم یخ بزنه و هم بجوشه و هم بخار شه; این به دلیل پدیده‌ای رخ می‌ده به اسم «نقطه سه گانه» که فشار و دما برای سه حالت ماده : گاز، مایع و جامد تو تعادل ترمودینامیکی هستن (وقتی که تغییری تو سیستم ایجاد نشه وسیستم ثابت باشه، میگن تعادل ترمودینامیکی برقراره). البته بستگی به ماده ممکنه فاز جامد مثلا بیشتر از یکی باشه که این الان مورد بحث من نیست، اصلا خودم باید در موردش بخونم که بنویسم. در هر حال هر ماده‌ای «نقطه سه‌ گانه» داره، و تو این نقطه همونطور که از اسمش مشخصه هر سه فاز ماده می‌تونه وجود داشته باشه.

در مورد آب، آب تو دمای ۰.۰۱ C و فشار ۰.۰۰۶ atm به نقطه تریپبل می رسه. تو این شرایط آب همزمان به شکل مایع، گاز(بخار)، و جامد (یخ) می‌تونه باشه. در هر حال تو این ویدئو می‌تونین ببینین که آب تو نقطه سه گانه چطور میشه. اگرم دوست داشتین توضیح جناب دی‌ گریس رو هم گوش کنین.

پایان‌بندی من چه دانم من چه دانم

آت طبیعته == بنداز در طبیعت

اینکه ترس ایجاد بشه که هوش مصنوعی می‌خواد جای ما رو بگیره، زیاد منطقی بنظر نمیاد! بذارید راحت بهتون بگم اینکه فکر کنین هوش مصنوعی جای مثلا نسرین و پیام و شما رو میگیره، البته که خیلی باحاله، ولی به عمر ما ها نمی‌رسه. هر چند بستگی به سرعت تکنولوژی و پیدا کردن راهی برای کپی کردن مغز بشر داره. مثل سریال آلترد کربن. در هر حال، امیدوارم یه ۵۰۰ سالی عمر کنیم و آینده رو ببیینیم. البته اون موقع برای خودمون هم دیگه آینده نیست و حال حاضره. اوکی برگردیم سر پست‌مون.

خلاصه این عمری که داریم رو صرف ترس از ریپلیس شدن با ای‌آی نذارید، والا نمی‌ارزه. یا اگر ترسش تا استخون‌تون نفوذ کرده، خب برید یاد بگیرید که چطور باید از هوش مصنوعی استفاده کنین. نکته مهم اینجاست: هوش مصنوعی جای شما رو نمی‌گیره، اما کسی که بلده با هوش مصنوعی کار کنه امکانش زیاده که جای شما رو بگیره. خب پس فرصت رو غنیمت بشماریم و بریم ببینیم چطوری می‌تونیم هوش مصنوعی رو تو کار، شغل و اینها بیاریم و باهاش کار کنیم.

برید فرصت‌های شغلی تو کشورهای مختلف رو جستجو کنین و ببینین برای مثلا برنامه‌نویس یا devops چه چیزهایی must to know، should have experience، better know و اینهاست. اونوقت می‌فهمید که چند چندید. من هرازگاهی اینکار رو می‌کنم ببینم چند چندم.

عنوان پست هم میگه آت طبیعته، یه ضرب‌المثل ترکی است به معنی بنداز در طبیعت. یعنی ولش کن و مغز و ذهن‌ت رو درگیرش نکن. دیگه خودتون می‌دونین. اما تلاش‌ و نظم رو جدی بگیرید. مسواک هم فراموش نشه.

هوش مصنوعی دوست ماست

پایان‌بندی انداخته شده در وب‌سایت

این قسمت رو یه چند ساعت بعد انتشار اضافه کردم: ببینین منظورم از جای شما یعنی شغل شماست. و اگر نه هنوز خیلی راه داریم تا اینکه هوش مصنوعی واقعا جای انسان رو بگیره. منظور من تو این پست «جای شغل رو گرفتن» است. که این بنظر من خیلی راه داره. اگر از کوپایلوت استفاده کنین می‌بینین که کمک خوبی است ولی هیچ وقت به تنهایی کافی نیست و شما همیشه باید کدها رو بخونین و چک کنین و اصلاح کنین و این‌ها. در حد همون استک‌اورفلو شاید یه خورده بهتر از اون باشه الان. خیلییییییییی راه هست تا جای شغل ما رو بگیره، به همین خاطر می‌گم ولش کنین این ترس الکی رو و برید یاد بگیریم چطوری باید از هوش مصنوعی تو کارمون استفاده کنیم.

اومدم وب‌سایت رو آپدیت کنم افتادم تو حوض نقاشی

خب عنوان این پست برای منی که دارم مینویسم، البته «داشتم» چون چند لحظه قبل بود، عجیب بود. اما خب همینی است که میبینیم. داشتم مینوشتم و کلمات اونطوری اومد تو ذهنمو نوشتم. داستان اینه که اومدم وب‌سایت رو آپدیت کنم(افزونه مفزونه‌ها و اینها) و دیدم که خب حالا که اومدم و لاگین کردم، بذار بشینیم یه چای هم دور هم بنوشیم و یه چیزی بنویسم بلکه عنکبوت افتاده روی وب‌سایت عزیزم بره جای دیگه تار بزنه. – تار بزنه اینجا به معنی سه تار زدن نیست، البته می‌دونم که می‌دونین ولی خب از من گفتن. البته الان که دارم فکر میکنم میبینم که خیلی هم باحاله، تصور عنکبوتی که نشسته رو تارهای خودش و داره سه تار یا گیتار گلاسیک یا الکتریکی میزنه.

خب بذار ببینم چی بنویسم که آپدیت شه این وب‌سایت… آوممم اوکی ببینین دیروز صبحی سر صبحونه بحث شد از اینکه چرا گوریل‌ها با مشت میکوبن تو سینه‌شون! جواب اولمون این بود که دارن میگن «من ترسناکم‌ها، بیاین جلو میکشمتون»یعنی یک جور رجز خوانی برای اینکه ته دل موجود مقابل و حتی اشیای مقابلش رو خالی کنه. اشیا نوشتم چون خب اگه با شی ناشناخته‌ای روبرو شه اون رو ممکنه تهدید حساب کنه و شروع به رجز خوانی کنه. حالا بماند که چقدر طول میشکه که بفهمه اون شی احتمالا تهدید نیست.ممکن و احتمالا نوشتم چون ممکنه یک شی باشه ولی تهدید هم باشه،‌مثل تانک یا سفینه جنگی یا هر چیز دیگه‌ای. خب برگردیم بالاتر، آره یعنی من ال و بل هستم و میکشم و پاره میکنم و پوره میکنم و خلاصه بگرخید.

همون موقع، اشاره به سر صبحونه، گفتم جالب شد من د رموردش تحقیق می‌کنم و میگم که چرا گوریل میکوبه تو سینه‌ش. خلاصه در موردش خوندم. حالا که دنبال مطلب برای وب‌سایتم بودم، گفتم خب بذار در مورد همون بنویسم. این شما و این گوریل با مشت‌های کوبنده بر سینه ستبر:

https://www.nationalgeographic.co.uk/animals/2021/04/why-do-male-gorillas-beat-their-chests-new-study-offers-intriguing-evidence

گوریل‌‌های نر کوهی یا کوهستانی مشهورن به همین کوبیدن به سینه‌شون، از دلایل مهم‌ش یا همون دلایلش اینه که

  • میخواد علام جنگ کنه،
  • برتری‌ش رو نشون بده،
  • به حریم‌ش وارد شدن و میخواد بگه گمشو بیرون،
  • وقتی می‌خواد نظر یه گوریل ماده رو جلب کنه (جفت گیری) این جوری خودنمایی میکنه (همون تک چرخ زدن خودمون جلوی مدرسه‌ها، یا دعوا گرفتن نرهای نوجوان با هم جلوی ماده صرفا برای نشون دادن برتری) ،
  • بعضی گوریل‌ها(پشت نقره‌ای ها)هم از کوبیدن به سینه بعنوان یک روش گفتگو استفاده میکنن مثلا «من رو دنبال کنین»،

و دیگه اینکه موقع کوبیدن به سینه‌شون دست شون رو مشت نمی‌کنن، گرد میکنن مثل فنجون تا صدا اکو کنه و تو فاصله زیاد هم شنیده بشه. اون بالا نوشتم که برای جفت‌گیری، اینطور نیست که ۲۴ ساعت شبانه‌روز در حال درام زدن باشن، وقتی جدی هستن اینکارو میکنن :)))

اگه علاقمند به دونستن چیزهای بیشتری هستین بیاین این رو بخونین: – عکس بالا هم از همین مقاله است.

https://www.nationalgeographic.co.uk/animals/2021/04/why-do-male-gorillas-beat-their-chests-new-study-offers-intriguing-evidence

در آخر هم یادی کنیم از king kong

و البته یاد گوریل مشهور به «سلفی گوریل» هم گرامی. 3>

پایان‌ بندی بی تار عنکبوت

سایه‌تو بپا

خب عنوان خوبی نوشتم جدن و انصافن. حالا داستانش چیه؟ عکس‌ها بعضن دقیق یا غیر دقیق مشخص می‌کنن که کجا گرفته شده، یعنی موقعیت تقریبی و حتی دقیق رو بهمون نشون می‌دن. تازه از خود عکس هم بعضی وقت‌ها میشه تاریخ انداختن عکس رو هم فهمید – چه متادیتا و چه آیتم‌های موجود تو عکس. اما چیز دیگه‌ای هم هستش، سایه! سایه‌ها می‌تونن بهمون بگن که عکس تقریبا تو چه ساعت و دقیقه‌ای گرفته شده.

خب بریم با عکس زیر این داستان سایه و پیدا کردن زمان تقریبی رو چک کنیم.

فتبارک احسن الخالقین، آدم از دیدن این بشر سیر نمیشه آخه، لعنتی جذاب :”) ااا انگار یکی دیگه هم تو عکسه! اوه ویکتوریا هم تو عکسه :)))

خب خب بسه دیگه چشم‌هاتون رو به زمین بدوزین، نه اینکه حیا کنین ها نه نه راحت باشید، به زمین بدوزین که چیزی اونجاهاست. سایه، بله. سایه دیوید بکهام کامل نیست، مجبوریم با سایه ویکتوریا بریم جلو.

بگم که من این عکس رو خودم به عمد انتخاب کردم، چون شما می‌تونین تاریخ و ساعت‌ تقریبا دقیق انداختن این عکس رو با یکی دو تا جستجو تو اینترنت پیدا کنین و اطلاعاتی که من تو ادامه پیدا می‌کنم تائيد میشه اینطوری 🙂

ادامه خواندن سایه‌تو بپا

چطور بدون لاگین کردن از شبکه‌های اجتماعی بازدید کنیم

اوه عنوان چقدر طولانی شد! :)) باید روش فکر کنم یه عنوان بهتر انتخاب کنم… نمیدونم مثل «چطور بدون دعوت بریم مهمونی» البته این مثل اون نیستا. کی فهمید «این» و «اون» به چی ارجاع میشه؟ (خنده بلند و ملیح). حالا از این حرف‌ها که بگذریم بریم ببینیم جدن چیطور میشه.

خب بر حسب نوع سوشیال نتورک، راههایی هست که بشه بدون لاگین کردن، و بهتر حتا بدون داشتن اکانت، به حساب یا اکانت یکی دیگه سر زد. اگه دارید فکر می‌‌کنین که چرا باید اینکار رو بکنین؟ خب من فکر می‌کنم آدم یه سوال داره و براش دنبال جواب می‌گرده، پس اگه این سوال رو ندارین یعنی بهش نیاز پیدا نکردین و براتون مسخره میاد. خب هنوز دیر نشده برید یه پست بهتر بخونین و یا بیاین این داستان زیبا رو با صدای زیبای من گوش کنین «کار چشم‌ها، فراتر از دیدن است» :))))) میتونین هم گوش نکنین و بگین : نمیدونم چرا آدم به همچین چیزی نیاز پیدا میکنه، ولی بذار ببینیم چطور میشه شاید بد نشد.

خب حالا که خیلی اصرار می‌کنین و هنوز دارین این پست رو میخونین چندتا دلیل بگم (اینجا پیام داره به من میگه نسرین اینها چیه داری مینویسی :)))) پستت رو بنویس دختر دو پاراگراف شده و هیچی ننوشتی رسمن هاهاهاهاهاهاهاها )… با تشکر از پیام به خاطر میان پست -میان برنامه- :

1- شاید فکر میکنین که الگوریتم‌های درهم تنیده یا آپشن‌‌های شبکه‌های اجتماعی یه جورایی مشخص کنن که کی از پروفایل کی بازدید کرده.

2- شاید میخواین از پروفایل کسی بازدید کنین، ولی اصلا اکانت نساختین و دلتون نمیخواد بسازید.

3- شاید اکانت دارید و لاگین هم کردید ولی می‌گرخین که یکهو دست‌تون بخوره به لایک و ریتوییت و ال و بل و مشخص شه.

4- شاید شغل‌تون ایجاب میکنه، البته این گفتن نداشت که :} (این کاراکتر همین خنده با زبون بیرون افتاده است. دارین امتحان می‌کنین نه؟ :)))) )

و اما چطور؟ خب دونه دونه سه چهار تا از شبکه‌‌های اجتماعی رو که بیشتر ازش استفاده میشه رو انتخاب کنیم و بریم جلو:

توییتر:

کافیه روی مرورگر بنویسین: twitter.com/USERNAMETARAF . اگه کسی پروفایل‌ش پرایوت یا شخصی باشه، یعنی فقط follower‌هاش بتونن بخون‌نش، این روش جواب نمیده. مسلمن لاگین کردن هم جواب نمیده، مگر اینکه از دنبال‌کننده‌های این اکانت باشین (می‌خواستم بنویسم این آدم، دیدم بعضی‌هاشون آدم نیستن آخه، ربات به کنار، آدمیزاد بودن هم هست آخه).

ممکنه این حساب قبلا پابلیک بوده پس میشه با سرویس‌های دیگه‌ای مثل Archive.is و Archive.org ببینین که قبلن این یوزرنیم چیزی ازش رکورد یا ثبت شده یا نه. ممکنه عکس پروفایل رو ببینین، توییت‌های که پابلیک زده رو ببینین و ادامه داستان.

یکی دیگه از گزینه‌‌های روی میز، جستجو با انواع موتورهای جستجوهِ (درست نوشتم؟ هر بار روش نوشتن‌ها رو ملت عوض میکنن، هستش چش بود؟) کافیه username رو مثلا تو گوگل سرچ کنین و ببینین چه چیزهایی میشه ازش پیدا کرد.

یکی دیگه هم اینکه، اگه حساب پرایوت باشه، برید تو توییتر‌- اپ وب یا موبایل – تو قسمت search یوزرنیم طرف رو وارد کنین. اینجا می‌تونین ببینین که چه آدم‌هایی ریپلای زدن و موضوع بحث چی بوده و اینها.

ادامه خواندن چطور بدون لاگین کردن از شبکه‌های اجتماعی بازدید کنیم

در دریای Wordle

خب تنور بازی wordle همچنان داغه، گفتم خب این وسط چیز مرتبطی بنویسم. چند وقت پیش توییت samy kamkar رو دیدم از اینکه بهترین کلمه برای شروع این بازی ALTER است و چطوری با regex به این کلمه رسیده:

samy kamkar رو احتمالن از کرمی (worm) که برای Myspace نوشته بود می‌شناسین. اگه نمی شناسین یکی از بهترین بیوگرافی/مصاحبه‌ ازش رو می‌تونین تو پادکست Darknet Diaries بشنوید، اینم لینک به اپیزود Samy، قسمت 61‌ام.

لینک به توییت قسمت ۶۱ پادکست

پادکست Darknet diaries رو اگه بخوام معرفی کنم، همین تعریفی که جک ریسایدر (سازنده/هاست/تولید کننده این پادکست) نوشته رو می‌نویسم :« داستان‌های واقعی از سمت تاریک اینترنت». این داستان‌های واقعی رو هم خود صاحب داستان میاد تعریف میکنه، یعنی جک باهاشون مصاحبه می‌کنه :).

اگه گوش کردید و دوست‌ش داشتید، اگه بخواین می‌تونین دونیت کنین 🙂 عکس زیر لینک شده به صفحه دونیت.

اگه خواستین دونیت کنین به پادکست دارک‌نت دایریز

هدف از نوشتن این پست نشون دادن ایده باحال Samy و خب صد البته معرفی این آدم باحال به کسایی که شاید نشناسنش بود و یکی دیگه پادکست Darknet Diaries که از پادکست‌های خوب روزگاره. اگرنه بازی wordle مثل 2048 یه ذره دیگه از تب و تاب میوفته.

عنوان رو نوشته بودم «عروس دریایی در دریای Wordle» بعد به پیام گفتم بنظرت جذاب‌ترین موجود تو دریا چیه؟ پیامی گفت از اختاپوس بهتر نداریم. بعد نوشتم «اختاپوس در دریای wordle». پیام گفت متوجه عنوان نمی‌شم، منظورت چیه؟ گفتم خب تو دریای wordle به چیزهای بهتری هم میشه رسید، یکی همین ایده Samy، و اینکه به ذهنم رسید که این پست معرفی (برای کسایی که شاید نشناسنش) بنویسم. یعنی تو این دریا به چیز بهتر برسم. خلاصه دیدم دارم عنوان رو توضیح می‌دم و خب این نشونه خوبی نیست دیگه :))) به همین خاطر عنوان رو نوشتم «در دریای wordle».

پایان بندی روان

متن رو از روی عکس کپی کنیم

عنوان ممکنه غلط انداز باشه، متن رو که از روی عکس نمی‌شه کپی کرد! آره خب نمی‌شه، ماهیت فایل عکس همچین اجازه‌ای رو نمي‌ده. حقیقتش عنوان رو اینطوری نوشته بودم «چطور متن رو از روی عکس برداریم» و خب نظر پیامم اینه که این عنوان درست نیست 🙂 به همین خاطر عنوان رو هوا مونده یه جورایی – خنده بلند.

حالا اگه بازی با عنوان رو بذارم کنار، یه چیزی تازه یاد گرفتم که بنظرم خیلی مفیده، به قول خودمون به درد بخوره. یه عکسی می‌بینیم، مثلا تو توییتر، تلگرام و جاهای دیگه و روی این عکس ممکنه متن باشه. این متن می‌تونه به زبانی باشه که برای ما آشنا نیست، ممکنه حتی با دیدن اون نوشته متوجه نشیم که به چه زبونی است چه برسه به اینکه بخوایم معنی‌ش رو بدونیم.

اگه بخوایم بدونیم که روی عکس چی نوشته راه‌های مختلفی داریم:

ادامه خواندن متن رو از روی عکس کپی کنیم