سایه‌تو بپا

خب عنوان خوبی نوشتم جدن و انصافن. حالا داستانش چیه؟ عکس‌ها بعضن دقیق یا غیر دقیق مشخص می‌کنن که کجا گرفته شده، یعنی موقعیت تقریبی و حتی دقیق رو بهمون نشون می‌دن. تازه از خود عکس هم بعضی وقت‌ها میشه تاریخ انداختن عکس رو هم فهمید – چه متادیتا و چه آیتم‌های موجود تو عکس. اما چیز دیگه‌ای هم هستش، سایه! سایه‌ها می‌تونن بهمون بگن که عکس تقریبا تو چه ساعت و دقیقه‌ای گرفته شده.

خب بریم با عکس زیر این داستان سایه و پیدا کردن زمان تقریبی رو چک کنیم.

فتبارک احسن الخالقین، آدم از دیدن این بشر سیر نمیشه آخه، لعنتی جذاب :”) ااا انگار یکی دیگه هم تو عکسه! اوه ویکتوریا هم تو عکسه :)))

خب خب بسه دیگه چشم‌هاتون رو به زمین بدوزین، نه اینکه حیا کنین ها نه نه راحت باشید، به زمین بدوزین که چیزی اونجاهاست. سایه، بله. سایه دیوید بکهام کامل نیست، مجبوریم با سایه ویکتوریا بریم جلو.

بگم که من این عکس رو خودم به عمد انتخاب کردم، چون شما می‌تونین تاریخ و ساعت‌ تقریبا دقیق انداختن این عکس رو با یکی دو تا جستجو تو اینترنت پیدا کنین و اطلاعاتی که من تو ادامه پیدا می‌کنم تائيد میشه اینطوری 🙂

ادامه خواندن سایه‌تو بپا

چطور بدون لاگین کردن از شبکه‌های اجتماعی بازدید کنیم

اوه عنوان چقدر طولانی شد! :)) باید روش فکر کنم یه عنوان بهتر انتخاب کنم… نمیدونم مثل «چطور بدون دعوت بریم مهمونی» البته این مثل اون نیستا. کی فهمید «این» و «اون» به چی ارجاع میشه؟ (خنده بلند و ملیح). حالا از این حرف‌ها که بگذریم بریم ببینیم جدن چیطور میشه.

خب بر حسب نوع سوشیال نتورک، راههایی هست که بشه بدون لاگین کردن، و بهتر حتا بدون داشتن اکانت، به حساب یا اکانت یکی دیگه سر زد. اگه دارید فکر می‌‌کنین که چرا باید اینکار رو بکنین؟ خب من فکر می‌کنم آدم یه سوال داره و براش دنبال جواب می‌گرده، پس اگه این سوال رو ندارین یعنی بهش نیاز پیدا نکردین و براتون مسخره میاد. خب هنوز دیر نشده برید یه پست بهتر بخونین و یا بیاین این داستان زیبا رو با صدای زیبای من گوش کنین «کار چشم‌ها، فراتر از دیدن است» :))))) میتونین هم گوش نکنین و بگین : نمیدونم چرا آدم به همچین چیزی نیاز پیدا میکنه، ولی بذار ببینیم چطور میشه شاید بد نشد.

خب حالا که خیلی اصرار می‌کنین و هنوز دارین این پست رو میخونین چندتا دلیل بگم (اینجا پیام داره به من میگه نسرین اینها چیه داری مینویسی :)))) پستت رو بنویس دختر دو پاراگراف شده و هیچی ننوشتی رسمن هاهاهاهاهاهاهاها )… با تشکر از پیام به خاطر میان پست -میان برنامه- :

1- شاید فکر میکنین که الگوریتم‌های درهم تنیده یا آپشن‌‌های شبکه‌های اجتماعی یه جورایی مشخص کنن که کی از پروفایل کی بازدید کرده.

2- شاید میخواین از پروفایل کسی بازدید کنین، ولی اصلا اکانت نساختین و دلتون نمیخواد بسازید.

3- شاید اکانت دارید و لاگین هم کردید ولی می‌گرخین که یکهو دست‌تون بخوره به لایک و ریتوییت و ال و بل و مشخص شه.

4- شاید شغل‌تون ایجاب میکنه، البته این گفتن نداشت که :} (این کاراکتر همین خنده با زبون بیرون افتاده است. دارین امتحان می‌کنین نه؟ :)))) )

و اما چطور؟ خب دونه دونه سه چهار تا از شبکه‌‌های اجتماعی رو که بیشتر ازش استفاده میشه رو انتخاب کنیم و بریم جلو:

توییتر:

کافیه روی مرورگر بنویسین: twitter.com/USERNAMETARAF . اگه کسی پروفایل‌ش پرایوت یا شخصی باشه، یعنی فقط follower‌هاش بتونن بخون‌نش، این روش جواب نمیده. مسلمن لاگین کردن هم جواب نمیده، مگر اینکه از دنبال‌کننده‌های این اکانت باشین (می‌خواستم بنویسم این آدم، دیدم بعضی‌هاشون آدم نیستن آخه، ربات به کنار، آدمیزاد بودن هم هست آخه).

ممکنه این حساب قبلا پابلیک بوده پس میشه با سرویس‌های دیگه‌ای مثل Archive.is و Archive.org ببینین که قبلن این یوزرنیم چیزی ازش رکورد یا ثبت شده یا نه. ممکنه عکس پروفایل رو ببینین، توییت‌های که پابلیک زده رو ببینین و ادامه داستان.

یکی دیگه از گزینه‌‌های روی میز، جستجو با انواع موتورهای جستجوهِ (درست نوشتم؟ هر بار روش نوشتن‌ها رو ملت عوض میکنن، هستش چش بود؟) کافیه username رو مثلا تو گوگل سرچ کنین و ببینین چه چیزهایی میشه ازش پیدا کرد.

یکی دیگه هم اینکه، اگه حساب پرایوت باشه، برید تو توییتر‌- اپ وب یا موبایل – تو قسمت search یوزرنیم طرف رو وارد کنین. اینجا می‌تونین ببینین که چه آدم‌هایی ریپلای زدن و موضوع بحث چی بوده و اینها.

ادامه خواندن چطور بدون لاگین کردن از شبکه‌های اجتماعی بازدید کنیم

در دریای Wordle

خب تنور بازی wordle همچنان داغه، گفتم خب این وسط چیز مرتبطی بنویسم. چند وقت پیش توییت samy kamkar رو دیدم از اینکه بهترین کلمه برای شروع این بازی ALTER است و چطوری با regex به این کلمه رسیده:

samy kamkar رو احتمالن از کرمی (worm) که برای Myspace نوشته بود می‌شناسین. اگه نمی شناسین یکی از بهترین بیوگرافی/مصاحبه‌ ازش رو می‌تونین تو پادکست Darknet Diaries بشنوید، اینم لینک به اپیزود Samy، قسمت 61‌ام.

لینک به توییت قسمت ۶۱ پادکست

پادکست Darknet diaries رو اگه بخوام معرفی کنم، همین تعریفی که جک ریسایدر (سازنده/هاست/تولید کننده این پادکست) نوشته رو می‌نویسم :« داستان‌های واقعی از سمت تاریک اینترنت». این داستان‌های واقعی رو هم خود صاحب داستان میاد تعریف میکنه، یعنی جک باهاشون مصاحبه می‌کنه :).

اگه گوش کردید و دوست‌ش داشتید، اگه بخواین می‌تونین دونیت کنین 🙂 عکس زیر لینک شده به صفحه دونیت.

اگه خواستین دونیت کنین به پادکست دارک‌نت دایریز

هدف از نوشتن این پست نشون دادن ایده باحال Samy و خب صد البته معرفی این آدم باحال به کسایی که شاید نشناسنش بود و یکی دیگه پادکست Darknet Diaries که از پادکست‌های خوب روزگاره. اگرنه بازی wordle مثل 2048 یه ذره دیگه از تب و تاب میوفته.

عنوان رو نوشته بودم «عروس دریایی در دریای Wordle» بعد به پیام گفتم بنظرت جذاب‌ترین موجود تو دریا چیه؟ پیامی گفت از اختاپوس بهتر نداریم. بعد نوشتم «اختاپوس در دریای wordle». پیام گفت متوجه عنوان نمی‌شم، منظورت چیه؟ گفتم خب تو دریای wordle به چیزهای بهتری هم میشه رسید، یکی همین ایده Samy، و اینکه به ذهنم رسید که این پست معرفی (برای کسایی که شاید نشناسنش) بنویسم. یعنی تو این دریا به چیز بهتر برسم. خلاصه دیدم دارم عنوان رو توضیح می‌دم و خب این نشونه خوبی نیست دیگه :))) به همین خاطر عنوان رو نوشتم «در دریای wordle».

پایان بندی روان

متن رو از روی عکس کپی کنیم

عنوان ممکنه غلط انداز باشه، متن رو که از روی عکس نمی‌شه کپی کرد! آره خب نمی‌شه، ماهیت فایل عکس همچین اجازه‌ای رو نمي‌ده. حقیقتش عنوان رو اینطوری نوشته بودم «چطور متن رو از روی عکس برداریم» و خب نظر پیامم اینه که این عنوان درست نیست 🙂 به همین خاطر عنوان رو هوا مونده یه جورایی – خنده بلند.

حالا اگه بازی با عنوان رو بذارم کنار، یه چیزی تازه یاد گرفتم که بنظرم خیلی مفیده، به قول خودمون به درد بخوره. یه عکسی می‌بینیم، مثلا تو توییتر، تلگرام و جاهای دیگه و روی این عکس ممکنه متن باشه. این متن می‌تونه به زبانی باشه که برای ما آشنا نیست، ممکنه حتی با دیدن اون نوشته متوجه نشیم که به چه زبونی است چه برسه به اینکه بخوایم معنی‌ش رو بدونیم.

اگه بخوایم بدونیم که روی عکس چی نوشته راه‌های مختلفی داریم:

ادامه خواندن متن رو از روی عکس کپی کنیم

بازی wordle رو بازی بدیم

بازار بازی wordle تقریبن داغه. هر جا نگاه می‌ندازی ملت دارن اسکرین شات از بازی‌هاشون می‌ذارن که تو چند تا تلاش تونستن کلمه مورد نظر رو حدس بزنن. مثل این پایینی .

قدیم‌تر‌ها شما یادتون باید باشه، من و پیام 20 سالمونه و یه چیزایی شنیدیم، آره شماها باید یادتون بیاد که یه بازی بود توش یه نفر یه کلمه‌ای تو ذهنش‌ در نظر می‌گرفت و بعد تو یه کاغذ چند تا خط، به تعداد حروف اون کلمه، می‌کشید و بقیه سعی مي‌کردن حرف‌های اون کلمه، یا همون جای خالی رو پر کنن; این بازی wordle همونه.

حالا طرف اگر خلاقیت بخرج می‌داد یا زرنگ بازی در میاورد، می‌تونست وسط بازی کلمه‌ مورد نظرش رو عوض کنه و با چیز جدیدی جایگزین کنه که این هم شده بازی evil wordle . نمی‌دونم این بازی evil رو بازی کردید یا نه، این خیلی باحال‌تر از wordle معمولیه.

وقتی اون کلمه تو ذهن کسی باشه، آدم مي‌تونه با نگاه کردن به حالت و چهره اون شخص وسط بازی، یا با شناختی که از قبل بهش داره، بفهمه داره به اون کلمه نزدیک می‌شه یا نه. حالا که اون «کلمه» از تو ذهن یه آدم اومده رفته تو یه اپلیکیشن بازم شاید راه‌هایی باشه که بشه به اون کلمه خیلی زودتر رسید. مثل این نتیجه تو بازی wordle :

چطور زودتر از چیزی که باید و شاید به کلمه مورد نظر بازی اپلیکیشن wordle برسیم:

ادامه خواندن بازی wordle رو بازی بدیم

اثر شلدون

اونهایی که سریال بیگ‌بنگ تئوری رو دیدن، این صحنه رو که یادتون هست؟ تو راهرو داشتن گپ می‌زدن که پنی گفت برنامه شلدون چیه دختر و پسر؟ والویتز گفت «تکثیر سلولی»، اونقدر غذای تایلندی می‌خوره که یکهو دوتا میشه :)))) بعد شب‌ش لئونارد تو خواب می‌بینه که شلدون خیلی غذا می‌خوره و یکهو دوتا میشه :))) خب موضوع اینه که انگاری همچین چیزی ممکنه. یه جورایی البته، نه دقیقن همین.

یه گونه از کنه هست به اسم «اوپیلا نوا» که تک جنسیه، ماده است. بعد این تولید مثل هم میکنه. زیست‌شناس‌ها فکر می‌کردن که این کنه خیلی زبله و دور از چشم این محقق‌ها میره با یه جنس نری از اون کارها می‌کنه. بعد فهمیدن که نخیرم، این گونه می‌تونه تنهایی تولید مثل کنه، بصورت غیرجنسی.

به این نوع تولید مثل می‌گن «اثر مزلسون». اگه یک ژن تو بدن موجودی باشه که بشکل غیرجنسی تولید مثل میکنه، این ژن رفته رفته تغییر میکنه. و به این موجود امکان تنوع ژنتیکی رو می‌ده.

خلاصه وقتی ما خبر رو خوندیم یاد شلدون افتادیم :)) به همین خاطر هم این پست رو نوشتم، یادی کرده باشیم از تکثیر سلولی شلدون. شاید بهتر بود اسم این نوع تولید مثل (تولید مثل غیرجنسی) رو به جای «اثر مزلسون» می‌ذاشتن «اثر شلدون».

لینک خبر رو اینجا بذارم خودتون بخونین.

Enirevlow

به یه کشف خیلی کوچک و شاید بزرگ و مهم (نمی‌دونم اینجاشو هنوز) دست پیدا کردم. چند وقت پیش من دوباره بدنمو سیاه و کبود کردم. نزدیک بود بیوفتم که نیوفتادم، یعنی هنرهای رزمی بخرج دادم و ولو نشدم رو زمین، ولی پام محکم خورد به یه میله آهنی. خلاصه زیاد هم درد نگرفت، اما وقتی رسیدم خونه دیدم پام کبود شده اندازه یه نعلبکی. پر از رنگهای بنفش و سبز و زرد و آبی‌تیره و قرمز و خلاصه آشفته بازاری بود برای خودش.

حالا یه چند روزی هست که کبودی‌ داره کم میشه، نکته اینجاست که طبق مشاهدات این حضرت و حضرت پیام، کبودی‌ها از داخل کمتر میشه. فکر کنین یه دایره توپر دارید و یه دایره کوچک تو مرکزش شکل گرفته و هی داره بزرگ‌تر میشه. یعنی کبودی از داخل به بیرون هی کم و کم‌تر میشه. اینترستینگ نه؟ هومم حالا وظیفه شما اینه که اگر جایی‌تون کبود شد، اولندش مراقبت کنین از خودتون ولی خب همه می‌دونیم که پیش میاد، حواستون باشه که چطور خوب میشه: از داخل به بیرون؟ از بیرون به داخل؟.

درستش این بود که من می‌رفتم در موردش سرچ می‌کردم ولی نرفتم دیگه :)) ولی اگه روال خوب شدن کبودی همین‌‌ طور باشه، آخه چرا؟ مثل صف میمونه؟ کسی که اول بیاد اول میره؟محاسبه زمانش ممکنه مسخره باشه، ولی اول از داخل کبودی شکل گرفته و سریع بزرگ شده، پس اونجا اول خوب میشه؟ میتونه میتونه.

و اما عنوان! از اونجایی که جناب wolverine از اینور زخمی میشد و از اونور خوب میشد و ماها اینطور نیستیم، اسمش رو به پیشنهاد پیامم برعکس کردم و شد enirevlow. اینم اینترنستینگ هوم؟!!!

بی‌ارتباط با موضوعه اما دوست دارم بگم. امروز خیلی اتفاقی بیرون که بودم آهنگ Ode to my family رو شنیدم و دلم برای دولورس تنگ شد! عجیبه آدم دلش برای کسی که فقط موزیکش رو گوش میداده تنگ شه؟ نه اصلا. با اینکه شنفتن آهنگش لذت‌بخش بود اما ته دلمم ناراحت بودم از نبودنش.

جمله آخر خوب