شعرهای دفترچه خاطرات آخر سال تحصیلی

الان داشتم با آدمو تو توییتر گپ می‌زدم، یهو دلم خیلی براش تنگ شد. بعد می‌خواستم بنویسم که خیلی دوست دارم و خیلی دلم تنگ شده که یاد شعر” نمک در نمکدارن شوری ندارد، دل من طاقت دوری ندارد” افتادم.

یعنی همسن و سالهای ما احتمال زیاد این شعر و البته دفتر خاطرات آخر سال تحصیلی (ابتدایی و بیشتر چهارم و پنجم) رو خاطرشون هست :)) یادش بخیر. سال تحصیلی که تموم میشد اون یک هفته آخر دفتر خاطرات بود که بین بچه‌ها و معلم میچرخید.

داستان صوتی لاتاری – شرلی جکسون

اوه عجب داستانی! و عجب آدمی، منظورم مشخصه که شرلی جکسون هست دیگه؟ اما شرلی جکسون* رو از کجا شناختم؟ فکر کنم دو ماه پیش سریال The Haunting of Hill House  رو دیدیم،اینقدر عالی بود که من و پیام رفتیم در مورد نویسنده این رمان خوندیم. نویسنده‌ای که بیشتر به خاطر داستان لاتاری معروف است. من داستان را دیشب خوندم و گفتم اینو باید تو کارنامه‌ام ثبت کنم. بدین ترتیب این من و این پادکست لاتاری. متشکرم شرلی عزیز و بدون که خیلی دوست دارم.

داستان صوتی لاتاری شرلی جکسون

اتمام ۳ از ۱۰ پایتون – جنگو

فکر کنم سه یا چهار روزی میشه که پیام پروژه جدید رو تعریف کرده، البته بگم که خیلی هم جدید نیست چون این سری پیام جانم خواست که برای اون بلاگی که نوشته بودم یک فرم ثبت نام بذارم تا کاربرها هم بتونن ثبت‌نام یا لاگین کنن و بعد پست منتشر کنن. تو عرض این سه چهار روز من تازه دو ساعت پیش نشستم تا این برنامه رو بنویسم.

ژان باتیست راینهارت معروف به جنگو راینهارت

ژان باتیست راینهارت معروف به جنگو راینهارت