دسته: جامعه

در مذمت خاص پنداری و انگاری و …

از وقتی که یادم میاد همیشه مخالف این بودم که گروهی به هر دلیلی از گروه دیگه برتر بشن و یه جورایی خاص باشن و امتیازات ویژه برخوردار باشن. این موضوع در مورد خودم هم صادقه. در تمام دوران، البته تا جایی که حافظه یاری کنه، هیچ وقت نخواستم بنا به دلایلی از بقیه جدا و خاص باشم و به همین روال در مورد بقیه که جز خواص بودن و ازش لذت می‌بردن هم حس خوبی نداشتم.

نفاق

اشتباه اشتباهه، مشکل هم مشکله، چه فرقی داره که کی مسببش باشه! البته که نفاق، دو رویی و اخلاق‌های ناشایست خیلی ریشه دوونده ولی خب مگه خوبه؟ مگه خوبه یا بهتر بگم مگه درسته که اول از همه مشکل و اشتباه رو بذاریم کنار و آدمها رو بکوبونیم و بعدشم بین آدمها به دلایل مختلف تفاوت‌هایی رو قائل بشیم؟ یعنی اشتباه آدمهایی که دوست و طرف من نیستن رو فریاد بزنم و اون رفتار و اون آدم رو بکوبونم و  اگه خودم یا دوستم اشتباه بزرگی رو مرتکب شده باشیم، روشمون رو عوض کنیم، بگیم مصلحت نیست، یا بگیم رفیقه یا بگیم ال و بل یعنی بهونه بعله همش بهونه است!! خب نفاق نفاقه. وقتی نفاق کسی رو پرچم عثمان می‌کنین، با نفاق خودتون چطور کنار میاین؟

نقاشی‌های تو مدرسمون

داشتم به کاری فکر ميکردم که مغزم هنگ کرد و چون دستم مداد و کاغذ بود شروع کردم به کشیدن یه چیزی و بعد یهو دلم خواست نقاشی‌هایی که زمان بچگیمون تو مدرسه، سر زنگ نقاشی میکشیدم رو بکشم.

شروع کردم به کشیدن سعی کردم یادم بیاد که چه جوری ماهی می کشیدم، چه جوری درخت ‌ها رو میکشیدم و خونه و بقیه چیز میزا رو. نتیجه رو که دیدیم به خودم گفتم سر کلاس نقاشی تو مدرسه ابتدایی خیلی بهتر از این میکشیدم :)))  تازه الان مداد رنگی ندارم، وااای تا به حال بهش فکر نکرده بودم که من الان مداد رنگی ندارم، چرا نباید یه مداد رنگی ۶ رنگی داشته باشم!!!!! یادم باشه فردا بخریم و با پیام مشترکن استفاده کنیم. آهان آره دیگه نقاشیمو تموم کردم دادم پیامم که ببین نقاشی دوران بچگیام همچین چیزی می‌شد! پیام هم خوشش اومد :* و یکی هم پیام کشید!