چیزهای عجیب

یه بار با رفیق باشگا‌هیم رفتیم نشستیم قهوه بنوشیم بعد ورزش. خیلی پکر بود، تو خودش بود، کلا دلش گرفته بود. گفتم فلانی چی شده؟ گفت بهمان مربی هست، گفتم خب خب،‌ گفت دوست دختر داره دیگه. گفتم عه دوسش داشتی؟ گفت آره، گفتم ای بابا می‌خواستی بهش بگی؟ گفت من؟ نههههه بابااا اون بازیکن تیم ملی هستش. گفتم خب یعنی قرار نبود اتفاقی بیوفته بین‌تون ؟ گفت هیچ وقت نمیشه. میخواستم بگم آر یو فا..گ کیدینگ می؟؟ هیچی نگفتم به جاش گفتم هووممم بعد به فنجون قهوه نگاه کردم گفتم ولش کن لیاقتش همونه و بعد خندیدیم :)))

شیر زنان افغان بر فراز قله‌ها

داشتم یه پادکست گوش می‌دادم راجع به کوه‌ها و کوه‌نوردی و اینها که چیز قشنگی شنیدم. رفتم راجع بهش سرچ کردم، خوندم و با خودم گفتم باید د رموردش بنویسم و اینجوری شد که دارم این پست رو می‌نویسم.

بین مرز افغانستان و پاکستان یه رشته کوه هست به اسم هندوکش، با طول تقریبی 800 کیلومتر. اسم دومین قله بلند این رشته کوه، که میشه بلندترین قله تو افغانستان، نه‌شاخ یا نوشاخ یا نوشک هست. این قله 7492 متر بالاتر از سطح دریاست. بلندترین قله این رشته کوه هم اسمش تیراجیمر هست که تو خاک پاکستانه. چرا اول اسم دومین قله بلند رو گفتم؟ چون داستان در مورد نوشک هست.

قله نوشک رو اولین بار سال 1960 یه گروه کوه‌نوردی ژاپنی فتح کردند. بخاطر گروه تروریستی طالبان این کوه برای ۳۰ سال یه جوری ممنوع‌الورود شده بود. بعد سال 2009 افغان‌ها -مردهای افغان- به این قله صعود می‌کنند تا می‌رسه به 2018 که حنیفه یوسفی که میشه اولین زن افغان که به قله نوشاخ صعود کرده. حنیفه اون موقع 24 سالش بود.

حنیفه مثل خیلی‌ دخترها و زن‌های افغان باور داشته که نمی‌تونه درس بخونه و ورزش کنه، با اینحال تو سن 24 سالگی به بلندترین قله کشورشون صعود می‌کنه.

ادامه خواندن شیر زنان افغان بر فراز قله‌ها

لعنت بر طالبان

هر چی از کثیف بودن دولت مردها و زن‌ها بگم، حق مطلب ادا نمیشه. بی‌شرف، اشغال،بی‌وجدان، کثیف و … هم دیگه پاسخگو نیستن. سیاستمداران منفعت خودشون و گروه خاصی رو به هر چیزی ترجیح میدن و این وسط مردم فقط بازیچه تئاترشون هستند. یه زمان فکر میکردم استثنا وجود داره بینشون، ولی دیگه هیچ. البته همه اینها نظرات منه، و قرار نیست حتما محترم و درست باشه، حس‌ام نسبت به همه اهالی سیاست و قدرت همینه.

اگر منفعتی تو نجات مردم افغانستان از دست کثافتها، همون طالبان بود تا الان حرکتی میکردن. البته که حرکت زدن و یه عده‌شون دارن لجن طالبان رو میخورن و میگن به‌به چقدر خوبه.

الان فقط همین تو ذهنمه که برای هیچ دولت و سازمانی مهم نیست مردم ایران دارن میمیرن از بیماری‌‌ای که میتونست با وارد شدن واکسن و واکسینه کردن به موقع اینقدر قربانی نگیره. برای هیچ دولت و سازمانی مهم نیست مردم افغانستان، زنان و دخترانشون بخصوص دارن تو بدترین شرایط برای زندگی کردن دست و پا میزنن، آواره شدن، بی‌پناه شدن. برای هیچ دولت و سازمانی مهم نیست که بچه‌ها رو دارن میکشن، تازه بهشون اسلحه هم میفروشن. البته از همه اینها به موقع برای تئاتر خودشون استفاده میکنن، همون منفعت و زمان.

پریروز با دوستان بودیم، از تعداد زیاد افغانستانی‌ها میگفتن که داره بیشتر میشه، عصبانی شدم که میگی چیکار کنن بمونن اونجا بمیرن؟ بحث بالا گرفت که خب بمونن بجنگند… گفتم فکر کردی میتونستن ؟ میگه آره. دیگه بحث نکردم ولش کردم. فقط گفتم طالبان خونه به خونه دنبال دختر ۱۲ ساله و زن بیوه برای سربازهاشونه، میفهمی یعنی چی؟ بمونن بجنگن؟؟ بقیه دولت‌ها باید برن کمک، نه اینکه بشینن و تماشا کنن.

امیدوارم حتا برای منفعت خودشون هم که شده، طالبان رو سرنگون کنن.

روزی که جمله جدید وارد زبان ترکی شد

اصلن و ابدن عنوان بهتری پیدا نکردم، آخه «جملات در زبانهای مختلف» چیه؟ فعلا با همین میریم جلو تا ببینم شاید موقع نوشتن این پست، چیز دیگه ای به ذهنم رسید و عنوان رو تغییر دادم.

خب دیروز من رفته بودم آرایشگاهی که قبلن نرفته بودم. گفتم وقت دارید برای شستن و سشوار مو، بهم گفتن پنج دقیقه منتظر باشید تا همکارمون کاری که دستش هست رو تموم کنه بیاد خدمت شما.

ادامه خواندن روزی که جمله جدید وارد زبان ترکی شد

مال بد بیخ ریش داشته و نداشته صاحابش

من تو آپارات همش سه چهارتا ویدئو داشتم و اکانتم رو غیرفعال کردم*. اما حتا اگه صرفن یک اکانت خالی، یعنی یک حساب بدون حتا یک ویديو، داشتم هم اکانتم رو پاک می‌کردم.

اما چرا؟ چون با تصویب سیانط (از بیخ اشتباست مسلمه که املاشم باید اشتباه بنویسم) و کنترل جریان اطلاعات و در نتیجه‌اش کنترل بیشتر مردم توسط حکومت، این سرویس‌ها عملا میشن بازوی حکومت، میشن رسانه دولتی تا مردمی، میشن جایی برای دروغ بیشتر و سانسور بیشتر و چرت و پرت بیشتر. آخه نیست نبودن؟ ببینین از این به بعد چی میشه!

فقط آپارات نیست ها، کم کم سرویس‌های داخلی دیگه هم میان بالا و بال و پر می‌گیرن، تا الانم اومدن البته. اگر ضرورتی به استفاده ازشون نیست چرا استفاده کنیم؟ تازه از نظر من این ضرورت باید اهمیت‌ش زیاد باشه. چون مطمئن باشین، ذره‌ای شک نداشته باشین که با استفاده از این سرویس‌ها، نه فقط همراه سیانط میشیم، بل ذره‌ای از حریم ‌شخصی‌مون باقی‌ نمی‌مونه. فعالیتها و اطلاعات‌مون دو دستی میره دست آدم‌هایی که نباید و نشاید. نه فقط دولتی‌ها! شما ببین خبرها رو، سرویس‌های اینترنتی محبوب و بزرگ هم راه به راه اطلاعات مشتری‌هاشون به بیرون درز می‌کنه تازه حساب و کتاب و قانون و مقرارات براش دارن، احترام به مشتری دارن، مسئولیت پذیرن، شفافن. حالا بفرما مقایسه کن با سرویس‌های داخلی که راه به راه داده های مردم لیک میشه و کسی مسئولیت نمیپذیره و حتا کاربرهاشون رو آدم حساب نمی‌کنن که بهش واقعیت رو بگن. بازم خوبه سوشیال مدیاها مثل توییتر و فلان و بیسار هستن که ملت خودشون ملت رو آگاه و باخبر میکنن. و همین رو میخوان از ما بگیرن، همین آگاهی رو.

ما مردم موافق همچین چیزی نیستیم، من ذره‌ای فکر نمی‌کنم که متوجه این نباشیم.

چیزی که این وسط ذهنم رو مشغول کرده بود «مردم» بود. اما ما بعنوان همین مردم راه بهتر دسترسی به چیزی که باید و شاید رو پیدا می‌کنیم.

*چرا نوشتم غیرفعال؟ چون گزینه‌ای برای پاک کردن حساب نداشت. اینم یه چیز مسخره دیگه! چرا چیزی به اسم منهدم سازی و پاک کردن حساب و همه اطلاعات کاربری رو نباید داشته باشن؟ اه بابا در مورد کی دارم صحبت میکنم.

مال بد بیخ ریش صاحابش

بیچاره مسئولین

زلزله و سیل که تقصیر ماست چون بالاخره گناه و فساد و حجاب و اینها.

بی‌آبی و بی‌برقی هم که تقصیر ماست به جای اینکه با چراغ نفتی شبمون رو روز کنیم و بیشتر کتاب بخونیم، فقط از برق استفاده می‌کنیم برای ماین کردن و اینها.

آب زمین و گاومیش‌ها رو ما مردم میریم می‌بندیم تا برای خودمون سد درست کنیم برای پول پارتی.

آلودگی هوا هم تقصیر ماست به جای خریدن ماشین درست و حسابی مثل تسلا و لامبورگینی و اینها، میریم راه به راه آشغالی مثل پراید و اینها رو میخریم تازه اونم دیگه نمی‌تونیم بخریم. بماند که همین ماشین تقی به توقی میخوره میترکه در حالیکه وامش مونده و خودمون توشیم. بماند که کارخونه ها و شهرسازی‌ها و از بین بردن جنگل‌ها و اینها همشون تقصیر ماست، خودتون بگردید دلیلش رو پیدا میکنین.

واکسن دیر رسیدن و نخریدن و نزدنش تا الان هم تقصیر ماست، نمیدونم دلیلش رو ولی مطمئنم تقصیر ماست، شاید چون پفیوزیم.

مرگ و میر هم تقصیر خودمونه اینو دیگه نگم.

ثیانط هم تصویب شد اونم تقصیر ماست چون حجم اینترنت زیاد و اینستاگرام و فیسبوک و اینها رو که میبینیم همش راه به راه حامله میشیم، حتی مردها هم کم کم حامله میشن دیگه مهم نیست بارداری ویژگی کدوم جنسه. رای دادن چیزی شبیه استفاده از کاندوم یا قرض ضد بارداری‌ای چیزی بود انگار، اگر رای میدادیم دیگه با دیدن اینستاگرام و حجم بیشتر اینترنت حامله نمی‌شدیم. اصلا اینطوری خوبه بیشتر کتاب میخونیم از کتاب خوندن حامله میشیم، به‌به.

ورنر فون براون : مسئول جایی که این موشک به آن اصابت می‌کند، نیستم. 0ـ0

درست است که من مسئول ساخت بدنه موشک هستم، اما مسئول جایی که این موشک به آن اصابت می‌کند، نیستم. این جمله معروف از ورنر فون براون هستش.

از اینجا به بعد یه خورده از فیلم کاپیتان آمریکا و آیرن من رو نوشتم، همون اسپویل نشه براتون و اینحرفها.

تو فیلم کاپیتان آمریکا (اولین انتقامجو)، دکتر آبراهام ارسکین رو یادتون هست؟ همون دانشمند آلمانی که بعد از اخراج توسط نازی‌ها اومده بود آمریکا و سرم ابرسرباز رو اختراع کرد و بعد از تزریق این سرم به استیو راجرز‌(استیو بعد از سرم شد کاپیتان آمریکا)، ترور شد. ورنر فون براون من رو یاد آبراهام ارسکین میندازه یک جورایی. فون براون دانشمند آلمانی عضو سازمان اس‌اس بود، تو دورانی که برای نازی‌ها کار میکرد موشک معروف V-2 رو طراحی کرد (خودش تنها نبودها، با تیمش)، البته یکی از کارهاش بوده.

بعد از جنگ، تیم اطلاعاتی آمریکا تو عملیات گیره کاغذ، ون براون و چندتا دیگه از دانشمندهایی که برای نازی‌ها کار میکردن، بعلاوه یه سری موشک بعنوان غنیمت جنگی، رو مخفیانه و تحت کنترل و محدودیت و اینها میبرن آمریکا که تحت نظرشون برای اونها کار کنند. بعدش از ورنر و همکاراش تو ساخت موشک‌های بالستیک استفاده کردن یا کمک گرفتن یا اونها براشون کار کردن. خلاصه تا رسید به ناسا و این دانشمند آلمانی به آمریکاییها کمک کرد تا شکست‌های برنامه‌‌های فضایی‌شون جلوی شوروی رو جبران کنند.

خب این خلاصه‌ای از رخدادهای مهم زندگی ون براون. اما چیزی که میخواستم بگم اینه که آیا جمله اولی که از براون نوشتم بنظرتون درسته؟ اگه تحت زور برای اس‌اس کار کرده باشه بحثش فرق داره، مثلا حفظ جون خانواده‌اش، اما برای پول اینکارو کرده باشه نمیتونه بگه: درست است که من مسئول ساخت بدنه موشک هستم، اما مسئول جایی که این موشک به آن اصابت می‌کند، نیستم. در جواب باید بهش گفت نخیرم، مسئول و جزیی ازش هستی!

دوباره برگردیم به مارول جونم، فیلم آیرن‌ من، یادتونه تونی استارک اول چه کبکبه و دبدبه‌ای داشت برای فروش موشک‌هاش اینور و اونور؟! و بعد سر جریکو، گروگان گرفتنش و تو غار موند. بعد نجاتش رفت دید موشکهاش داره سر مردم خالی میشه و تصمیم گرفت قسمت تولید اسلحه صنایع استارک رو ببنده کلا . حالا درسته تونی شخصیت واقعی نیست و تو داستانه، اما رفتار فانتزی‌ای که نداشت بگیم در چارچوب قوانین دنیای واقعیمون نیست. خیلی راحت روالش رو عوض کرد.

عزیز دلمونه تونی استارک

از تونی استارک یاد بگیریم یه وقتهایی