شعرهای دفترچه خاطرات آخر سال تحصیلی

الان داشتم با آدمو تو توییتر گپ می‌زدم، یهو دلم خیلی براش تنگ شد. بعد می‌خواستم بنویسم که خیلی دوست دارم و خیلی دلم تنگ شده که یاد شعر” نمک در نمکدارن شوری ندارد، دل من طاقت دوری ندارد” افتادم.

یعنی همسن و سالهای ما احتمال زیاد این شعر و البته دفتر خاطرات آخر سال تحصیلی (ابتدایی و بیشتر چهارم و پنجم) رو خاطرشون هست :)) یادش بخیر. سال تحصیلی که تموم میشد اون یک هفته آخر دفتر خاطرات بود که بین بچه‌ها و معلم میچرخید.

ادامه خواندن شعرهای دفترچه خاطرات آخر سال تحصیلی

خداحافظ کریستوفر رابین و بقیه

دیروز به انتخاب من فیلم Goodbye Christopher Robin رو دیدیم.چرا به انتخاب من اشاره کردم؟ چون من و پیامم کار جالبی می‌کنیم اونم اینکه انتخاب فیلم نوبتی هست 🙂 اینجوری فیلم از ژانرهای مختلف می بینیم و لذتشم بیشتره. حالا برگردیم به چیزی که می‌خوام بگم. اول اینکه دیدن این فیلم رو بشدت و بشدت توصیه می‌کنم.

خداحافظ کریستوفر رابین و بقیه

ادامه پست یه جورایی اسپویل فیلمه، پس انتخاب با خودتون میخواین بخونین میخواین نخونین:

فیلم خداخافظ کریستوفر رابین، یه بیوگرافی هستش. دیدن فیلم با علم بر بیوگرافی بودنش، عذابش رو بیشتر می‌کنه، شاید اونهایی که فیلم رو دیدن بگن عذاب؟؟ خب به نظر من عذاب داشت. تاثیر رفتار و تصمیمهای والدین بر بچه که از هیچ کسی پوشیده نیست، ولی گاهی اینکه ببینی چطور تصمیم‌های اشتباه پدر و مادر، زندگی بچه رو تا این قدر میتونن تحت تاثیر قرار بدن، ناراحت کننده هست.

ادامه خواندن خداحافظ کریستوفر رابین و بقیه

در مذمت خاص پنداری و انگاری و …

از وقتی که یادم میاد همیشه مخالف این بودم که گروهی به هر دلیلی از گروه دیگه برتر بشن و یه جورایی خاص باشن و امتیازات ویژه برخوردار باشن. این موضوع در مورد خودم هم صادقه. در تمام دوران، البته تا جایی که حافظه یاری کنه، هیچ وقت نخواستم بنا به دلایلی از بقیه جدا و خاص باشم و به همین روال در مورد بقیه که جز خواص بودن و ازش لذت می‌بردن هم حس خوبی نداشتم.

ادامه خواندن در مذمت خاص پنداری و انگاری و …

نفاق

اشتباه اشتباهه، مشکل هم مشکله، چه فرقی داره که کی مسببش باشه! البته که نفاق، دو رویی و اخلاق‌های ناشایست خیلی ریشه دوونده ولی خب مگه خوبه؟ مگه خوبه یا بهتر بگم مگه درسته که اول از همه مشکل و اشتباه رو بذاریم کنار و آدمها رو بکوبونیم و بعدشم بین آدمها به دلایل مختلف تفاوت‌هایی رو قائل بشیم؟ یعنی اشتباه آدمهایی که دوست و طرف من نیستن رو فریاد بزنم و اون رفتار و اون آدم رو بکوبونم و  اگه خودم یا دوستم اشتباه بزرگی رو مرتکب شده باشیم، روشمون رو عوض کنیم، بگیم مصلحت نیست، یا بگیم رفیقه یا بگیم ال و بل یعنی بهونه بعله همش بهونه است!! خب نفاق نفاقه. وقتی نفاق کسی رو پرچم عثمان می‌کنین، با نفاق خودتون چطور کنار میاین؟

ادامه خواندن نفاق

نقاشی‌های تو مدرسمون

داشتم به کاری فکر ميکردم که مغزم هنگ کرد و چون دستم مداد و کاغذ بود شروع کردم به کشیدن یه چیزی و بعد یهو دلم خواست نقاشی‌هایی که زمان بچگیمون تو مدرسه، سر زنگ نقاشی میکشیدم رو بکشم.

شروع کردم به کشیدن سعی کردم یادم بیاد که چه جوری ماهی می کشیدم، چه جوری درخت ‌ها رو میکشیدم و خونه و بقیه چیز میزا رو. نتیجه رو که دیدیم به خودم گفتم سر کلاس نقاشی تو مدرسه ابتدایی خیلی بهتر از این میکشیدم :)))  تازه الان مداد رنگی ندارم، وااای تا به حال بهش فکر نکرده بودم که من الان مداد رنگی ندارم، چرا نباید یه مداد رنگی ۶ رنگی داشته باشم!!!!! یادم باشه فردا بخریم و با پیام مشترکن استفاده کنیم. آهان آره دیگه نقاشیمو تموم کردم دادم پیامم که ببین نقاشی دوران بچگیام همچین چیزی می‌شد! پیام هم خوشش اومد :* و یکی هم پیام کشید!

ادامه خواندن نقاشی‌های تو مدرسمون

رزومه شکست‌های ایلان ماسک

پیامم این عکس رو بهم نشون داد که بیا نسرین ببین و … . خلاصه منم کیف کردم جا داره بازم بگم پیام جونم مرسی :** .  از اونجایی که من و پیام از دوست داران شدید Elon Musk هستیم، من خواستم اینو به فارسی ترجمه کنم.  شکست‌های ایلان ماسک رو به تاریخ مشخص کرده 🙂

حالا یه سری میترسن که شکست بخورن و شروع نمی‌کنن، یه سری میترسن که شکست‌هاشون رو بگن و … در صورتی که آدم‌هایی که هدفهاشون براشون مهمه، هیچ وقت دست نمی‌کشن و به این و اون هم کاری ندارن. حرف همه آدم‌ هایی رو که نمي‌تونی و خجالت نمی‌کشی و این چه ایده‌ایه و  نمیشه و فکرای بچه‌گونه و اینها از دهنشون نمیوفته رو از یه گوش بشنویم و از یه گوش بدر کنیم. این آدم‌‌ها نتونستن‌های خودشون رو به بقیه القا می‌کنن،  شایدم نه واقعن فکرشون همونه، موضوع اینه که مهم نیست. حالا مهم اینه که آدم در جهت چیزی که می‌خواد باشه و سعی کنه بهش برسه و شکست خوردن که خیلی هم خوبه یعنی خیلی تلاش کردی و شکست خوردی یعنی خواستی و در جهتش بودی و شکست خوردی و … اصلن شکست جزیی از زندگیه و باید باشه 🙂

ادامه خواندن رزومه شکست‌های ایلان ماسک

جادوگر‌های Pendle hill

داشتم یه پادکست رو میگوشیدم که اشاره‌ای هم داشت به جادوگران Pendle hill. خب بار اولم بود که این اسم به گوشم می‌خورد و رفتم سراغ سرچ کردن تا ببینم کیا بودن و چه اتفاقاتی افتاده . خب این هم نتایج سرچ‌های من :

اول از همه از حال و هوای جادوگر‌ و جادو‌های داستان هری‌پاتر بیاین بیرون 🙂 چون این داستان به شیرینی ماجرایی که جی کی رولینگ خلق کرده نیست. این یه داستان واقعیه.

جادوگر‌های تپه Pendle

تپه پندل (Pendle Hill) اسم یه منطقه تو شمال غربی انگلستان هست.

جادوگران Pendle گروهی از مردم ساکن Pendle hill (نزدیک Lancashire ) بودن که به قتل با سحر و جادوشون متهم شدن. در پاییز ۱۶۱۲ درLancaster برای این آدمها محاکمه‌ای برپا میشه. این محاکمه مشهورترین و مستندترین محاکمه جادوگران در تاریخ انگلستان هست.  اسامی ۱۲ نفرشون که تو Pendle Hill زندگی می‌کردن و متهم به قتل ۱۰ نفر با سحر و جادو بودن به قرار زیر هستش:

ادامه خواندن جادوگر‌های Pendle hill