دسته: معرفی کتاب

به یاد استیون هاوکینگ

زمان دبیرستان، مدرسمون به خونه چندان نزدیک نبود، من و یکی دو تا از دوستام یه جا و زمانی رو هماهنگ میکردیم که هر روز همو اونجا ببینم و پیاده بریم مدرسه و برگشتنی که هم مسلمن با هم بر میگشتیم. تو این پیاده روی‌ها با همدیگه خیلی حرف میزدیم کلی بحث میکردیم و هر دری سخنی می‌گفتیم. راجع به درستی و نادرستی، واقعیت و تخیل و خیلی چیزهای دیگه، مثلا راجع به آدم‌ فضایی‌ها، من میگفتم بابا موجودات فضایی وجود ندارن و دوستم کتاب ارابه خدایان رو بهم داد که نسرین این رو بخون بعدن بحث کنیم. کتاب رو خوندم و بهش گفتم که چقدر بیسوادم، چه چیزهایی هست که نمي‌دونیم ماها. خودم اون کتاب رو خریدم و به هر کسی که می‌گفت موجودات فضایی وجود ندارن میدادمش که بخونه. از همین بحث موجودات فضایی‌ رسیده بودیم به بحث فضانوردی و کهکشان و کیهان شناسی.

همون زمونها به واسطه یکی از دوستان با باشگاه علمی‌ای آشنا شده بودم و منم رفتم ببینم چطوری هست و چطوری میشه ثبت نام کرد و عضو شد و از امکاناتشون استفاده کرد. ثبت نامی نبود و بر حسب یه معیارهایی عضو میگرفتن و منم قبول کردن و عضو شدم. اونجا گروه‌های مختلفی بود که منم به خاطر علاقه و البته بحث‌هایی که بین راه با دوستم داشتم، وارد گروه فیزیک شدم. بگم که چون همشون دانشجو بودن و من یه دانش‌آموز سال دوم ریاضی-فیزیک، نمیشد خیلی وارد بحثهای تخصصیشون بشم، چون من سوادم خیلی کمتر بود، در عوض راهی انتخاب کردن و گفتن گروهی رو تشکیل بدیم و در مورد موضوعی تحقیق کنیم. یکی از دانشجویان فیزیک و من با همدیگه گروه تشکیل دادیم و موضوع مقاله مون شد درباره ستارگان.

وقتی خواستیم شروع کنیم، من حتی نمی‌دونستم باید چه کتابی رو بخونم، اگه اشتباه نکنم همگروهیم بود که بهم گفت برو کتابخونه و کتاب تاریخچه مختصر زمان (A Brief History of Time) رو بگیر بخون، چون قبل از خوندن درباره ستاره‌ها باید در مورد فضا زمان هم بدونی. روی جلد کتاب عکس استیون هاوکینگ نویسنده این کتاب بود و من صد در صد که رفتم در مورد نویسنده هم خوندم. از اون به بعد همیشه با دوستم موقع رفتن به مدرسه یا برگشتن ازش، درباره فضا و بینگ بنگ و جهان و کوانتوم حرف میزدیم. هر چی سوال پیش میومد یا فرضیه داشتیم، میرفتم تو اون گروه و میپرسیدم و بعد میومدم به دوستم میگفتم.  بعد کتاب تاریخچه مختصر زمان، کتاب جهان در پوست گردو اومد و این کتاب رو هم با دوستم خریدیم و خوندیم.

امروز این فیزیکدانی که من به واسطه کتابهاش با خیلی چیزها آشنا شدم و درک و فهم و نگرش من و دوستم رو نسبت به جهان عوض کرد، رو از دست دادیم. هاوکینگ خودش نیست، ولی تفکراتش و کتابهاش هست و تا سال‌ها مثل ستاره‌ها می‌مونن و راه خیلی‌ها رو روشن می‌کنن.

دوست دارم پروفسور و ممنونم بابت هر چیزی که ازت یاد گرفتم.

پادکست شلیک به فیل از جورج اورول

جورج اورول یکی از نویسنده‌های محبوب من هستش. چند وقت پیش تو کتابفروشی که بودیم، اسمش به چشمم خورد و رفتم ببین کدوم کتابشه که برام نا آشنا اومد و خب قیمتش هم مناسب بود و خریدمش 🙂

موضوع مهم اینه که این کتاب که اسمش در کام نهنگ و چند مقاله دیگر هست، مجموعه‌ کوچکی از بعضی مقاله‌ها و انتقادهای این نویسنده بزرگ هستش. شروع کردم به خوندنش تا رسیدم به داستان یا بخش شلیک به فیل که در واقع خاطره ایشون هست! و خیلی روم تاثیر گذاشت، برام خیلی معنا داشت و تو ذهنم بود که حتمن صوتیش کنم، هر چند خیلی ناراحت کننده است ولی نمیشد ازش بگذرم و صوتیش کردم.

یادم رفت کتابو معرفی کنم، خب اینجا مینویسم: اسمشو گفتم، مترجمش مهدی افشار و منتشر کننده هم یعنی انتشارات مجید. دلم نخواست و هیچ آهنگی براش نذاشتم 🙂

پادکست شلیک به فیل از جورج اورول

این هم نسخه آزاد ogg

برای دانلود نسخه mp3

همچنان Sympathy

سری میلینیوم نیاز به معرفی داره؟

داشتم پیش‌نویس‌هامو نگاه می‌کردم دیدم یکیش معرفی کتاب سری میلینیوم (سه گانه میلینیوم یا سه گانه هزاره ) هست! به خودم گفتم واقعن نسرین؟ این سری نیاز به معرفی داره؟ حتا تو فایلهای ضبط شده‌ام هم دیدم این کتاب رو هم به خصوص معرفی کردم، دوباره گوش کردم دیدم هی دارم میگم آخه نیاز به معرفی نداره! استیگ لارسون محشر، لیزبث شاهکار، بلومکیست لعنتی و …  .

این پست رو نوشتم که بگم خیلی کتاب‌ها هستن که ارزش بالایی داره خوندنشون، یکی از این کتاب‌ها هم سه گانه محشری هست که خدا بیامرز لارسون نوشت. روحش تو آرامش باشه و بی هیچ عذاب وجدانی. کاش نمیمرد.  بی شک یکی از بهترین رمان‌هایی بود که خوندم.

استیگ لارسون و اوا گابریلسون

استیگ لارسون و اوا گابریلسون

آهان راستی می‌دونین که فیلم هاشو ساختن، سوئدی‌ها هر سه جلد رو، و هالیوود فقط جلد اول رو (The girl with the dragon tattoo) ولی هیچکدوم پای کتاب‌هاش نمیرسه (از نظر من فیلم‌هاش به گرد پای کتاب‌ها نمیرسن). ما اولش فیلمشو دیدیم، نسخه هالیوودی، فک کنم 5 سال پیش بود و بعد 1 سال پیش کتاب‌هاشو خوندم و بعدش فیلم‌های سوئدی رو هم دیدیم. ترجمه کتاب‌ها هم تو بازار هست، ولی خب خیلی سانسورش کردن! بابا شما هم با این کاراتون، رسمن شورش رو در آوردین. خب ترجمه نکنین بهتره، چه کاریه؟ فک کردین با نوشتن اینکه فلانی فلانی رو بوسید یا با هم سکس کردن یا قرار گذاشتن و … چه اتفاقی میوفته؟ :))  کتاب که ننشسته ریز به ریز بگه تو اتاق خواب چه گذشت، پورن که نیست، یه رمان اجتماعی هستش. با سانسور کردن چی رو می‌خواین نجات بدین؟ جامعه ایران رو؟ اگه واقعی چیزی میشه پس مشکل جای دیگه است، اونو حل کنین چرا سانسور میکنین؟

لعنت بر سانسور