معرفی کتاب انسان‌ها هیچ جا خانه نمی‌شود

از کادوهایی که پارسال بی‌مناسبت برای پیام دادم، کتاب‌ انسان‌ها اثر مت‌ هیگ از انتشارات هیرمند و راهنمای کهکشان برای اتو‌استاپ‌زن‌ها اثر داگلاس آدامز از نشر چشمه، بود. یادمه وقتی داشتیم کتاب‌ انسان‌ها رو می‌خوندیم، من تیکه های محشرشو تو توییترم می‌نوشتم و حتا یه قسمت از کتاب انسان‌ها را همون موقع‌ها تو وب‌سایتم نوشتم.

معرفی کتاب انسان‌ها هیچ جا خانه نمی‌شود از مت هیگ

اصلن نمی‌خوام داستان رو لو بدم فقط یه کوچولو به موضوع اشاره می‌کنم:

اندرو مارتین پروفسور و استاد دانشگاه کمبریج هستش که یه مسئله مهم ریاضی رو حل میکنه و خبرش به موجودات سیاره دیگه میرسه. چون اونها نمی‌خوان انسان‌ها پیشرفت کنن این پروفسور رو میکشن و برای تحقیق بیشتر اینکه چه کسایی خبر داشتن که پروفسور اندرو جواب معما رو حل کرده، یه نفر از خودشون رو شبیه پروفسور میکنن و میفرستن زمین و … .

دیگه ادامه داستان رو بابستی خودتون بخونین تا ببینین چی میشه. به نظر من یه کتاب آموزنده هست یه چیزایی رو یاد آدم میاره که هرازگاهی فراموش میکنیم.

من این کتاب رو خیلی دوست دارم و به نظرم کتابی هست که میشه چند بار خوندش. این نظر اینکه کتاب خوبیه فقط نظر من نیست. من و پیام که با هم خوندیم و آبجیمم خوندن و نظرشون این هست که کتاب عالی و فوق‌العاده‌ای هستش 🙂

کتاب همیشه دوست داشتنیه من

الان داشتم ویکی‌پدیا رو می‌خوندم یاد کتاب عزیزم افتادم، خواستم راجع بهش بنویسم. یادم نیست چند سالم بود، این کتابو از کتابخونه خونمون برداشتم و ورقش زدم بعدها شروع کردم به خوندش، و معمولن می‌خوندمش، دیگه تو بین کتاب‌های خودم بود.

goldensky_111600-685538!4_thSm

ادامه خواندن کتاب همیشه دوست داشتنیه من

معرفی کتاب – ربه‌کا

خیلی وقت میشه که کتابی رو معرفی نکردم، البته فک کنم تو توییتر هرازگاهی می‌نویسم که فلان کتاب و بهمان کتاب رو خوندم و چقدر خوشم اومده و حتا تکه‌هایی از کتاب رو هم می‌نویسم. اما خوب بهتره که برای معرفی کتاب، شاید نه‌همه کتاب‌هایی که ميخونم، یه معرفی اجمالی تو سایتم داشته باشم.

معرفی کتاب ربه‌کا

کتاب ربه‌کا (یکی از کادوهای محشری که پیام برای تولد ۳۰ سالگیم داده) یکی از کتاب‌هایی بود که تو کتابخونه‌امون همش بهم چشمک می‌زد. یه دو سه باری حمله بردم سمتش که بخونم ولی اوایلش نثرش طوری بود به نظرم که نمی‌تونستم ادامه بدم و دلیلشم واقعن نمی‌دونم چی بود شاید تنبلی خودم بود. قبل عید یعنی دو روز مونده به سال جدید به خودم قول دادم که که این کتاب رو باید تا قبل سال نو بخونم و تمومش کنم. عصری ساعت ۷ شروع کردم و صبح ساعت ۸ صبح تمومش کردم. موضوع اصلن قولی نبود که به خودم داده بودم، در واقع نمی‌تونستم این کتاب رو بذارم زمین که فردا وقتی بیدار شدم بخونم. اصلن اونقدر درگیرش شدم فقط می‌خواستم بخونمش و وقتی تموم شد هم ناراحت بودم که چرا تموم شد؟! :))

این کتابی که دستمه از انتشارات جامی هستش و به ترجمه استاد حسن شهباز. اینجا مقدمه استاد برای کتاب ربه‌کا رو مینویسم :‌

ادامه خواندن معرفی کتاب – ربه‌کا

داستان کوتاه صوتی بازگشت

حرف و حدیثی ندارم که بگم .

شناسنامه کتاب  ” من قاتل پسرتان هستم ” :

داستان کوتاه صوتی بازگشت

نویسنده : احمد دهقان 

ناشر: افق

داستان صوتی بازگشت از کتاب ” من قاتل پسرتان هستم ” :

این هم نسخه آزاد ogg

الان یه چیزی یادم افتاد که خوبه اضافه کنم، این کتاب رو  ون تنها معرفی کرده بود. ممنون ازش.

رعایت ک‍پی‌رایت در تولید پادکست

چند وقت پیش تو وبلاگ جادی پستی رو خوندم که اشاره داشت به رعایت کپی رایت و کسب اجازه از مولف و … خب من هم که هرازگاهی یه سری متن‌ها رو بدون اجازه از انتشارات و مترجم اونها پادکست می‌کردم، یهو به خودم اومدم و به همین خاطر هست که الان در پروسه کسب اجازه از یک انتشارات و مترجم کتابی هستم که مقدمه‌اش رو صوتی کردم، قرار شده به من خبر بدن که می‌تونم منتشر کنم یا نه. امیدوارم به من این اجازه رو بدن و اگرم اجازه ندن خب حق‌اشون هست.

در هر حال من می‌خواستم مقدمه کتاب “آزادی و خیانت به آزادی شش دشمن آزادی بشر” نویسنده آیزایا برلین رو که خونده بودم منتشر کنم، اگه اجازه صادر نشه در مورد این کتاب یه پست میزنم و توضیحی میدم که چرا فکر میکنم کتابی هست که میتونه خوندش عالی باشه.

الان هم خوشحال هستم از این حرکت خوبی که انجام دادم.

 

پادکست چرا ادبیات بارگاس یوسا

امروز جمعه است و طبق روال هر جمعه یه پادکست داریم، و قرار بود فصل 9 کتاب قلعه حیوانات رو داشته باشیم که من فکر کردم که پادکست چرا ادبیات رو باید خیلی خیلی زودتر بشنویم و نباید تامل کنم برای انتشارش.

معرفی کتاب چرا ادبیات بارگاس یوسا

نویسنده این کتاب آقای بارگاس یوسا هستن، این کتاب توسط عبدلله کوثری از انتشارات لوح فکر ترجمه شده . کتاب چرا ادبیات درباره ارزش ادبیات صحبت می‌کنه که ما چیستیم؟ با ادبیات چه خواهیم بود؟ چرا کتاب‌های چاپی نباید حذف شوند؟ چرا باید کتاب بخوانیم و ادبیات خوب چیست و … .

قسمتهایی از کتاب چرا ادبیات :

ادبیات عشق و تمنا را عرصه‌ای برای آفرینش هنری کرده است. در غیاب ادبیات اروتیسم وجود نداشت و از ظرافت و ژرفا و از آن گرمی و شوری که حاصل خیال‌پردازی ادبی است، بی‌بهره می‌ماند. به‌راستی گزافه نیست، اگر بگوییم آن زوجی که آثار گارسیلاسو‌، پترارک‌، گونگورا یا بودلر را خوانده‌اند، در قیاس با آدم‌های بی‌سوادی که سریال‌های بی‌مایه تلویزیونی آنان را بدل به موجوداتی ابله کرده‌، قدر لذت را بیش‌تر می‌دانند. در دنیایی بی‌سواد و بی‌بهره از ادبیات، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آن‌چه مایه ارضای حیوانات می‌شود، نخواهد بود و هرگز نمی‌تواند از حد ارضای غرایز بدوی فراتر برود.

پادکست چرا ادبیات از بارگوس یوسا
بارگوس یوسا برنده جایزه نوبل 2010

پادکست چرا ادبیات

پادکست چرا ادبیات رو من با جادی عزیز ضبط کردم، جادی جان لطف کرد در واقع، و من همیشه ممنونش هستم، جادی یک انسان مفید و با ارزش برای جامعه است. (جادی جان مرسی و من خیلی دوست دارم)، اميدوارم لذت ببريد .

دانلود نسخه ogg
ظرفيت‌اش يه خورده زياد شد، بنا به دلايلي نشد كه حجم‌اش رو كم كنم.

كتاب بخونين و دنياتونو بسازين 🙂

معرفی کتاب پیرمرد و دریا

و این یکشنبه با معرفی کتاب پیرمرد و دریا :

کتاب پیرمرد و دریا
کتاب پیرمرد و دریا

نویسنده: ارنست همینگوی، نویسنده ماجراجوی آمریکایی، برنده جایزه نوبل ادبیات، نویسنده‌ای که تو جنگ جهانی اول و جنگ‌های اسپانیا بوده و همچنین از علاقه مندی‌هایش سفر و شکار و ماهیگیری و … بوده.

من از ارنست همینگوی، دو تا کتاب خوندم یکیش همین پیرمرد و دریا و یکی هم وداع با اسلحه، در مورد این نویسنده تو ویکی‌اش اطلاعات کامل داده خوب ولی من فکر می‌کنم دقیقن خودش رو تو داستان‌هاش میاره، جنگ رفته و عاشق شده و … کتاب وداع با اسلحه در همین حول و خوش هست و همچنین یه قایق داشته و ماهیگیری میکرده که پیرمرد و دریا هم که داستان پیرمردی هست که یه قایق داره و ….

ارنست همینگوی
ارنست همینگوی

این عکس رو انتخاب کردم چون در مورد همینگوی خوندم که به مدت 11 سال یه گربه‌ای داشته و گربه‌اش تصادف میکنه و دو تا پاش میشکنه و … دست آخر کسی بهش میگه که گربه رو باید بکشه و جواب ارنست “نمی‌توانستم ریسک کنم که ویل متوجه شود کسی قرار است او را بکشد…“، ولی نهایتن با تفنگ‌اش کارش رو میسازه.(عمو ویل، اسم گربه ارنست همینگوی)

مترجم: فاطمه اختیار وکالتی

انتشارات: یاران

برگردیم به کتاب، رمان عالی‌ای هستش، راجع به پیرمرد ماهیگیری که تنها هست و خیلی وقت میشه که صیدی نداشته و تصمیم می‌گیره که بره و یه صید خوب داشته باشه، میره و اتفاقن یه ماهی خیلی بزرگ به قلابش گیر می‌کنه و …. داستان حول و حوش این هستش که این پیرمرد چه جوری این ماهی غول پیکر رو میاره به ساحل …. نمیخوام توضیح بدم داستان رو ، فقط این که این کتاب داره جنگ پیرمرد با خودش رو با زمونه و زندگی رو برامون نشون می‌ده… (البته نظر منه)، موضوع جالب توجه دیگه در مورد کتاب پیرمرد و دریا این هست که هیچ اسم خاصی در این کتاب نداریم، عناوین شخصیت‌های داستان همین پیرمرد و پسرک و … هستن.

یه قسمت از کتاب پیرمرد و دریا :

او زیاد فکر کرد. و در مورد گناه همچنان فکر می‌کرد. تو ماهی را تنها به خاطر زنده ماندن و فروختنش نکشتی. تو او را به خاطر غرور خودت کشتی. چرا که تو ماهیگیری. او را وقتی که زنده بود دوست داشتی و بعد هم عاشقش شدی. اگر عاشق او بودی چرا او را کشتی؟ یا شاید چیز دیگری در این میان بود.

امیدوارم این کتاب رو بخونین و لذتشو ببرین.

خوب باشین.