شعرهای دفترچه خاطرات آخر سال تحصیلی

الان داشتم با آدمو تو توییتر گپ می‌زدم، یهو دلم خیلی براش تنگ شد. بعد می‌خواستم بنویسم که خیلی دوست دارم و خیلی دلم تنگ شده که یاد شعر” نمک در نمکدارن شوری ندارد، دل من طاقت دوری ندارد” افتادم.

یعنی همسن و سالهای ما احتمال زیاد این شعر و البته دفتر خاطرات آخر سال تحصیلی (ابتدایی و بیشتر چهارم و پنجم) رو خاطرشون هست :)) یادش بخیر. سال تحصیلی که تموم میشد اون یک هفته آخر دفتر خاطرات بود که بین بچه‌ها و معلم میچرخید.

ادامه خواندن شعرهای دفترچه خاطرات آخر سال تحصیلی

اتمام ۳ از ۱۰ پایتون – جنگو

فکر کنم سه یا چهار روزی میشه که پیام پروژه جدید رو تعریف کرده، البته بگم که خیلی هم جدید نیست چون این سری پیام جانم خواست که برای اون بلاگی که نوشته بودم یک فرم ثبت نام بذارم تا کاربرها هم بتونن ثبت‌نام یا لاگین کنن و بعد پست منتشر کنن. تو عرض این سه چهار روز من تازه دو ساعت پیش نشستم تا این برنامه رو بنویسم.

ژان باتیست راینهارت معروف به جنگو راینهارت
ژان باتیست راینهارت معروف به جنگو راینهارت

ادامه خواندن اتمام ۳ از ۱۰ پایتون – جنگو

اتمام ۲ از ۱۰ پایتون

خب راجع به چلنج ۱۰ پایتون که نوشته بودم. الان خروجی پروژه دوم رو هم تحویل دادم و تموم شد. پروژه اول یه بلاگ بود، پروژه دوم گرفتن یه سری داده از مرورگر بازدید کننده وب‌سایت و خروجی JSON بود. چه داده‌هایی ؟ IP، اسم و نسخه مرورگر، سیستم عامل کلاینت، آیا جاوا اسکریپت رو فعال کرده یا نه و کوکی و … . بگم که هنوز کانفیگ vps رو شروع نکردم.

اتمام ۲ از ۱۰ پایتون

چی‌ها یاد گرفتم؟ مهمش همینه دیگه، مگه نه؟ البته که آره

ادامه خواندن اتمام ۲ از ۱۰ پایتون

خداحافظ کریستوفر رابین و بقیه

دیروز به انتخاب من فیلم Goodbye Christopher Robin رو دیدیم.چرا به انتخاب من اشاره کردم؟ چون من و پیامم کار جالبی می‌کنیم اونم اینکه انتخاب فیلم نوبتی هست 🙂 اینجوری فیلم از ژانرهای مختلف می بینیم و لذتشم بیشتره. حالا برگردیم به چیزی که می‌خوام بگم. اول اینکه دیدن این فیلم رو بشدت و بشدت توصیه می‌کنم.

خداحافظ کریستوفر رابین و بقیه

ادامه پست یه جورایی اسپویل فیلمه، پس انتخاب با خودتون میخواین بخونین میخواین نخونین:

فیلم خداخافظ کریستوفر رابین، یه بیوگرافی هستش. دیدن فیلم با علم بر بیوگرافی بودنش، عذابش رو بیشتر می‌کنه، شاید اونهایی که فیلم رو دیدن بگن عذاب؟؟ خب به نظر من عذاب داشت. تاثیر رفتار و تصمیمهای والدین بر بچه که از هیچ کسی پوشیده نیست، ولی گاهی اینکه ببینی چطور تصمیم‌های اشتباه پدر و مادر، زندگی بچه رو تا این قدر میتونن تحت تاثیر قرار بدن، ناراحت کننده هست.

ادامه خواندن خداحافظ کریستوفر رابین و بقیه

چالش ۱۰ پایتون – ۲ از ۱۰

خب دقیق که خاطرم نیست فکر کنم دو سال پیش بود که یادگیری پایتون رو شروع کردم. البته اون موقع غیر از یکی دو تا برنامه کوچک پروژه خاصی باهاش ننوشتم. مهمترینش یه چیزی مثل یه ربات توییتری بود که موزیک‌های در حال پخش یه کانال رادیویی رو توییت می‌کرد. چند وقت پیش در این مورد با پیام حرف می‌زدیم و با تشویق و حمایت پیامم، وارد یه چالش شدم. یعنی خودمون این چالش رو ایجاد کردیم و من واردش شدم.

چطوری؟ تا یک ماه ده تا پروژه رو کار کنم، پروژه‌های کوچیک و مستقل، ولی کاربردی. پیام یه پروژه تعریف کرد که خب یه بلاگ ساده بود. یه جورایی همین بلاگ خودم رو با پایتون و با استفاده از فریمورک جنگو نوشتم و پریروز تحویل دادم. البته به زودی با این وردپرس جایگزینش می‌کنم. هرچی باشه آدم باید نون بازوی خودش رو بخوره :))))))

دیروز پروژه جدید رو تحویل گرفتم، این‌ یکی به تکه‌های کوچک تقسیم شده، که دیروز یک قسمتش رو تحویل دادم. انرژی خوبی گرفتم، راضی و خوشحالم 🙂

ادامه خواندن چالش ۱۰ پایتون – ۲ از ۱۰

تست گوتنبرگ آزمایشی

خب خب یک دقیقه پیش گوتنبرگ رو فعال کردم، و با این پست دارم از نسخه آزمایشیش استفاده می‌‌کنم. وضعیت فونت داغونه.

فعلا درحال حاضر فکر می‌کنم خوشم نمیاد ولی باید برم جلوتر ببینم چی میشه.

من رو که داره یاد GIMP می‌ندازه،  یه محیط کاری سمت راست و یه نوار ابزار سمت چپ، آره مثل گیمپه.

ادامه خواندن تست گوتنبرگ آزمایشی

در مذمت خاص پنداری و انگاری و …

از وقتی که یادم میاد همیشه مخالف این بودم که گروهی به هر دلیلی از گروه دیگه برتر بشن و یه جورایی خاص باشن و امتیازات ویژه برخوردار باشن. این موضوع در مورد خودم هم صادقه. در تمام دوران، البته تا جایی که حافظه یاری کنه، هیچ وقت نخواستم بنا به دلایلی از بقیه جدا و خاص باشم و به همین روال در مورد بقیه که جز خواص بودن و ازش لذت می‌بردن هم حس خوبی نداشتم.

ادامه خواندن در مذمت خاص پنداری و انگاری و …