چالش ۱۰ پایتون – ۲ از ۱۰

خب دقیق که خاطرم نیست فکر کنم دو سال پیش بود که یادگیری پایتون رو شروع کردم. البته اون موقع غیر از یکی دو تا برنامه کوچک پروژه خاصی باهاش ننوشتم. مهمترینش یه چیزی مثل یه ربات توییتری بود که موزیک‌های در حال پخش یه کانال رادیویی رو توییت می‌کرد. چند وقت پیش در این مورد با پیام حرف می‌زدیم و با تشویق و حمایت پیامم، وارد یه چالش شدم. یعنی خودمون این چالش رو ایجاد کردیم و من واردش شدم.

چطوری؟ تا یک ماه ده تا پروژه رو کار کنم، پروژه‌های کوچیک و مستقل، ولی کاربردی. پیام یه پروژه تعریف کرد که خب یه بلاگ ساده بود. یه جورایی همین بلاگ خودم رو با پایتون و با استفاده از فریمورک جنگو نوشتم و پریروز تحویل دادم. البته به زودی با این وردپرس جایگزینش می‌کنم. هرچی باشه آدم باید نون بازوی خودش رو بخوره :))))))

دیروز پروژه جدید رو تحویل گرفتم، این‌ یکی به تکه‌های کوچک تقسیم شده، که دیروز یک قسمتش رو تحویل دادم. انرژی خوبی گرفتم، راضی و خوشحالم 🙂

ادامه خواندن چالش ۱۰ پایتون – ۲ از ۱۰

تست گوتنبرگ آزمایشی

خب خب یک دقیقه پیش گوتنبرگ رو فعال کردم، و با این پست دارم از نسخه آزمایشیش استفاده می‌‌کنم. وضعیت فونت داغونه.

فعلا درحال حاضر فکر می‌کنم خوشم نمیاد ولی باید برم جلوتر ببینم چی میشه.

من رو که داره یاد GIMP می‌ندازه،  یه محیط کاری سمت راست و یه نوار ابزار سمت چپ، آره مثل گیمپه.

ادامه خواندن تست گوتنبرگ آزمایشی

در مذمت خاص پنداری و انگاری و …

از وقتی که یادم میاد همیشه مخالف این بودم که گروهی به هر دلیلی از گروه دیگه برتر بشن و یه جورایی خاص باشن و امتیازات ویژه برخوردار باشن. این موضوع در مورد خودم هم صادقه. در تمام دوران، البته تا جایی که حافظه یاری کنه، هیچ وقت نخواستم بنا به دلایلی از بقیه جدا و خاص باشم و به همین روال در مورد بقیه که جز خواص بودن و ازش لذت می‌بردن هم حس خوبی نداشتم.

ادامه خواندن در مذمت خاص پنداری و انگاری و …

محمد

زمان دانشجویی با رفقا هرازگاهی می‌رفتیم وادی رحمت سر مزار رفتگان خودمون و شهدا. اوایل می‌دیدم که بعد از اینکه فاتحه دسته جمعی می‌دادیم بچه ها پخش می‌شدن و هر کدوم سر مزار یه شهیدی میشستن. فکر مي‌کردم فامیلی آشنایی هستن شاید، تا اینکه پرسیدم و گفتن که همه شهیدا عزیزن ولی آدم دوست داره با یکیشون صمیمی بشه، یعنی هر کدوم یه شهیدی رو مثلا به عنوان دوست، برادر، خواهر انتخاب می‌کردند و مزارش رو تمییز میکردن و باهاش حرف میزدن.

ادامه خواندن محمد

چرا بعضی تخم‌مرغها روی آب شناور می‌مونن؟

نمي‌دونم تا حالا دیدین و یا توجه کردین که بعضی تخم‌مرغ‌هایی که تو آب می‌ندازیم، میان روی آب و شناور میمونن و بعضیا میرن ته آب. احتمالا شنیدین که همون تخم مرغهایی که روی آب شناور میمونن، یعنی اینکه تاریخ مصرفشون گذشته و فاسد شدن.

چرا بعضی تخم‌مرغها روی آب شناور می‌مونن؟

خب حالا چرا دارم این پست رو مینویسم؟ امروز صبح که می‌خواستیم برای صبونه تخم مرغ آب‌‌پز کنیم، یکی از تخم مرغها روی آب شناور موند و خب فهمیدیم که این تاریخ مصرفش گذشته و کنار گذاشتیمش. همون لحظه برام سوال پیش اومد که چرا این تخم مرغ که یعنی تاریخ گذشته یا فاسد شده روی آب شناور میمونه. با پیام در موردش گپ زدیم و خب اولین چیزی که به ذهنمون رسید این بود که چگالیش کمتر از چگالی آبه و شناور میمونه اما چه اتفاقی میوفته؟ یه ذره وقت گذاشتم و در مورد این سوال تو اینترنت جستجو کردم. مثل همیشه چیزی که بفهمم رو مینویسم، چون دوست دارم و مهمتر اینکه ممکنه سوال کسی دیگه باشه.

ادامه خواندن چرا بعضی تخم‌مرغها روی آب شناور می‌مونن؟

چرا باید تو شبکه‌های Wifi عمومی از VPN استفاده کنیم؟

خب یه ویدئو دیگه ضبط کردم و تو این ویدئو خیلی ساده و روشن توضیح می‌دم که چرا باید  تو شبکه های wifi پابلیک و عمومی و حتا شبکه‌‌ای غیر از شبکه wifi خودمون، از vpn استفاده کنیم.

وقتی خودم ویدئو رو گوش کردم، دیدم یه جایی به جای https میگم http ( تایم 4:16) :)) دیگه مشخصه منظورم چی بوده.

می‌تونین این ویدئو رو تو یوتوب ببینین.

تو آپارات هم آپلود کردم و از این طریق هم میتونین ببینین.

چطور پسورد روت دبیان رو ریست کنیم

چند وقت پیش پسورد روت سیستمم رو یادم رفته بود، با خودم فکر می‌کردم که تمومه و باید از اول نصبش کنم. خوشبختانه قبل از هر کاری به پیام گفتم و پیامم پسورد روت رو ریست کرد. خب منم باید یاد می‌گرفتم دیگه و یاد گرفتم و دوست داشتم که اینجا هم بنویسمش. بالاخره همینطور که من نیاز پیدا کردم ممکنه کسی دیگه هم نیاز پیدا کنه و این حرفها 🙂

اگه به هر دلیلی پسورد روت دبیان رو لازم دارید و بهش دسترسی ندارید، مثلا فراموش کردید و اینها، تو این پست می‌خونیم که چطور می‌تونیم پسورد روت دبیان رو ریست کنیم.

ادامه خواندن چطور پسورد روت دبیان رو ریست کنیم