همین چند دیقه پیش موضوعی پیش اومد، که آبجی گفت الان میره تو وبلاگش مینویسه :)))))))))))) منم فقط به خاطر حرف آبجی اومدم اینو ثبت کنم. هیچی دیگه آبجی جون همون موضوع :))))
کتابخانه عجیب
من از هاروکی موراکامی خیلی خوشم اومده و بیشتر ازش میخونم. دیروز بر حسب اتفاق دوباره یکی از کتابهاشو دیدم و خریدم به اسم « کتابخانه عجیب » که مصور هم هست.

کتابخانه عجیب شبیه داستانهای جن و پری هستش. بچهای که تو چنگال آدمهای بد گرفتار میشه و یه فرشته نجاتش میده. ولی چیز عجیبی تو کتاب هست که نمیفهممش.این کتاب ذهن آدم رو در عین سادگیش مشغول میکنه. واقعن عالیه این مرد قلمش ذهنش. محشره محشر.
کتاب در مورد پسر دبستانیای هست که میره کتابخونه، کتاب تحویل بده و بگیره که اتفاقهایی براش میوفته. بیشتر از این نمیخوام بگم، دوست داشتین برین بخونین.
آهان معرفی کتابی که دستمه : انتشارات : کتاب نشر نیکا و ترجمه : مهدی غبرایی .
پس مغز خامهای خوردن داره.
پادکست پس از تاریکی – فصل دوم
بعد یه وقفه یه ذره طولانی، پادکست فصل دوم کتاب پس از تاریکی رو هم آماده کردم 🙂
خب الان متوجه شدم که 11:56 رو گفتم 11:55، شما همون 11:56 بشنوین :))))
داستان صوتی یا پادکست «پس از تاریکی» اثر هاروکی موراکامی :
موشوگولو
با آبجی راجع به اینکه چرا موش مثل گربه و سگ محبوب نیست حرف میزدیم. مثلن به گربه میگیم پیشوگولو چرا به موش نمیگیم موشوگولو؟
خب آبجی نظرش این هست که
موش موذیه و با دستاش یه جوری رفتار میکنه که آدم چندشش میشه و ترجیح میده بره تو فاضلاب و اهلی نیستش. مثل گربه اینا خودش رو لوس نمیکنه . از آدم هم نمیترسن و کار خودشونو میکنن. گستاخن و به آدما محل نمیذارن. در رده سوسک قرار میگیره. موشها وسایل خونه رو میخورن و آسیب میزنن.
خب من هنوز درگیر و دار اینم که اگه یه روزی بیفتن موشهای خیابون رو بکشن کسی صداش در میشه که چرا و نکشین و اینها؟ یا فقط سگ و گربه و اینا عزیزن؟ معیار در حقیقت علاقه مردمه؟ یا موش آزار داره و رواست کشتنش؟ یا مثلن همونطور که سهراب گفت چرا در قفس هیچکس کرکس نیست! چه ربطی داره؟ ربطش اینه که اولندش چرا قفس! هوم؟ دومندش باز چرا قفس. بله خوب برگردیم به موشوگولو به نظرم باید بیشتر در مورد موش بخونم که چی هستن و چیکارا میکنن و بقیه ماجرا.
موشوگولو بگیم و موشها جمع شن و بهشون پنیر بدیم بخورن :))
ساندویچ را کنت ساندویچ اختراع کرد
آپدیت شد به تاریخ 26 دسامبر 2020 : برای اینکار از انتشارات اجازه گرفتم و گفتن مشکلی نیست.
الان که دارم این پست رو مینویسم ساعت 5:34 صبح 6 خرداد هست. تقریبن یه ساعت و نیم پیش، تصمیم گرفتیم با هم یه داستان رو ضبط کنیم. کتاب باحال دفاع از دیوانگی رو انتخاب کردیم. البته فقط یکی از داستانهاشو که تاریخچه اختراع ساندویچ توسط کنت ساندویچ هست 🙂
بیشتر هدفمون عشق کردن هست و تو آخرشم میگم که زیاد مهم نیست بقیه حتمن لذت برده باشن، به همین خاطره که هدفمون بیشتر خودمون بودیم، یه کار باحال با پیام ساعت 4 :))
پیامم خیلی ممنون و کلی خوش گذشت :*
الان که خودم دارم دوباره گوش میکنم، متوجه تغییر بزرگی میشم، صداها و نویزگیری و ادیت و آهنگ گذاری ، کلن بعد از ضبط پیام وقت گذاشت برای خروجی. واقعن خیلی بهتر از کارهای ابتدایی منه :))
داستان صوتی «پس از تاریکی» اثر هاروکی موراکامی
چند روز پیش کتاب پس از تاریکی رو معرفی کردم دیگه. وقتی که داشتم کتاب رو برای خودمون میخوندم، میگفتم این رو حتمن صوتی میکنمش، پیام میگفت حتمن هست، گفتم آره شایدم باشه، ولی من عاشق اینم که این رو صوتیش کنم و میکنم.
حالا هم قدم اول رو برداشتم و میخوام که تموم کتاب رو صوتی کنم و بذارم تو وبسایتم. تو چند شب، بخشهاش رو که تو ساعتهای مشخص شده روایت میشه رو، تو همون ساعت منتشر میکنم.
الان که این پست رو دارم منتشر میکنم، 11:56 دیقه قبل از نیمه شب است، و داستان از همین ساعت شروع میشه.
داستان صوتی یا پادکست «پس از تاریکی» اثر هاروکی موراکامی :
دانلود فایل MP3 پادکست پس از تاریکی
آهنگهایی که استفاده کردم: اولیش Waltz to Paris هست و دومیش آهنگ Go Away Little Girl از Percy Faith و آخری هم آهنگ The April Fools از Burt Bacharach. خب دو تا آهنگ آخری همونهایی هستن که تو کافه دنی داره پخش میشه. آهنگ اولی رو هم حس کردم تمش به تم داستان میخوره.
خودم خوشم اومده.
خب این قسمت رو دارم الان یعنی ۱۷ جولای اضافه میکنم، پادکستهامو تو شنوتو هم منتشر میکنم :))
زمان تو دنیای خواب و دنیای واقعی
خوابیدن و خواب دیدن خیلی ذهن منو به خودش مشغول میکنه.دوست دارم راجع بهش فکر کنم و حتا به خوابهای باحالی که میبینم. یادمه اینجا هم نوشتم یه بار بعد مدتها سعی تونسته بودم تو خواب بفهمم که خوابه و یه کار فانتزی به دور از قوانین و باید و نبایدها انجام دادم. الان دنبالش گشتم پیدا نکردمش شاید پاکش کردم :)) شایدم خوب نگشتم. چیزی که الان در موردش میخوام حرف بزنم اینه که آیا ميتونیم مشخص کنیم زمان تو دنیای خواب ما چه نسبتی با دنیای واقعیمون داره یا نه؟
