عجلش رسید یا عجلش رو آورد ؟(عجلمون میاد یا میاریمش ؟)

واقعن عجلش رسیده بود؟

وقتی به سلامتیمون توجهی نمیکنیم وقتی ورزش نمیکنیم وقتی با بی احتیاطی رانندگی میکنیم وقتی خیلی  حرفهای دیگه …

اینا باعث میشن سلامتیمون تو خطر بیفته تا حدی که علم امروزه نتونه کاری برای درست کردنش انجام بده، و مرگ اتفاق میوفته و ما نابود میشیم.

نمیخام به این نتیجه برسم که مرگم دست خودمونه ولی میخام اینو بگم طول عمرمون میتونه دست خودمون باشه.

ادامه خواندن عجلش رسید یا عجلش رو آورد ؟(عجلمون میاد یا میاریمش ؟)

حقیقت روز (صوتی)

جمعه ای دیگه و داستان کوتاه دیگه.

داستان: حقیقت روز،

کتاب: دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد،

نویسنده: آنا گاوالدا و مترجم: الهام دارچینیان.

دانلود فایل صوتی داستان “حقیقت روز”

سرانجام (کتاب صوتی)

داستان کوتاه “سرانجام”، از کتاب “دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد”، نویسنده “آنا گاوالدا”، ترجمه “الهام دارچینیان” .

ایندفعه هم زنده ضبط کردم، و خودم فکر میکنم داره بهتر میشه هم غلط املاییام کمتر شده و هم نحوه بیانم بهتر شده. البته اینم بگم که دارم داستان “بازی های جنگی” رو که جادی عزیز صوتی کردن و تو بلاگشون گذاشتن رو میخونم و این بی تاثیر نیست. مرسی جادی.

لینک پادکست داستان سرانجام

دهنم آب افتاد …..

هممون میدونم که زبون ما مزه های شیرینی، ترشی، شوری و تلخی رو توسط حسگرهای عصبیش که تو نقاط مختلف زبون هستن حس میکنه،
ولی تندی چطور؟
این تند بودن رو زبون احساس نمیکنه و تند بودن چیزی سوای تلخی هست, تلخ مثل قهوه و تند مثل فلفل قرمز، تند بودن غذا مربوط به ماده ای بنام کاپسی سین هستش. در واقع تندی و … طعم هستند نه مزه ، بگذریم.

خیلی خوب ما وقتی از کنار یه ساندویچ فروشی مثلن رد میشیم بعضیامون دهنمون آب میوفته(حسی رو که موقع خوردنش داشتیم برامون ایجاد میشه)، یا مثلن بعضیمون وقتی از کنار شیرینی فروشی رد میشیم هوم نمیدونم چه حسی ایجاد میشه چون شیرینی دوست ندارم ولی بلاخره دلمون میخاد ، توجه بکنیم که این مربوط به حس چشایی ما هستش نه زبون ما. البته هرازگاهی با دیدن کسی که داره لواشک میخوره و ساندویچ یا ….. فوری بدنمون عکس العمل نشون میده, چون میبینیم و اگه تجربه خوردنشو داشته باشیم، مغزمون اون حسی که موقع خوردنش داشتیم رو بهمون یادآوری میکنه .
ادامه خواندن دهنم آب افتاد …..

مواظب پیامهامون و حرفامون باشیم چون ممکنه ثبت و ضبط شن

شبکه های اجتماعی زیادی هستن، بعضیاشون برای کار و بیزینس و بعضیاشونم برای ورزشکارا و دوست یابی و همسریابی و ….
بگذریم تو این بین یه شبکه اجتماعی معروفی هست به اسم Linkdin . یه سایت واسه متخصیصین جایی برای به اشتراک گذاری مهارتهای کاریمون رفع ابهامات کاری و شاید درخواست های همکاری.

ولی برای من که خیلی اتفاق افتاده پیشنهاد های عجیب غریبی تو این سایت به من میرسه از هموطنای عزیزم، ایمیل هایی مبنی بر اینکه اخلاق و روحیاتم رو بگم یا مثلن به چیا علاقه دارم و ….
ادامه خواندن مواظب پیامهامون و حرفامون باشیم چون ممکنه ثبت و ضبط شن

فرهنگ مث اثر انگشت میمونه (می مونه)!؟

چند وقت پیش تو غذا خوری دانشگاه دوستم اینا دور هم نشسته بودیم و داشتیم صبونه میخوردیم که دوستم راجع به فرهنگ قهوه خوری صحبت کرد ، بعد رسیدیم سر خود کلمه “فرهنگ”.

حالا فرهنگ چیه؟ خیلی وقتا میشنویم میگن :

  • شما فرهنگ نداری،
  • طرف خیلی با فرهنگه
  • فرهنگ ما با فرهنگ اونا/شما نمیخوره
  • فرهنگ شهر نشینی
  • فرهنگ آپارتمان نشینی
  • طرف فرهنگیه

و ……

فرهنگ به نظر من اون باورمون هست نسبت به هر چی، باور منظور اون چیزی که بهش ایمان داری ، نمیخام خیلی قلمبه سلمبه بگم ولی حتا اگه یه گل رو ببینی و به نظر خوشگل بیاد پس باور داری که اون گل خوشگله . مذهب تاریخ زبان طرز فکر و …… همه اینا تو کلمه فرهنگ جای میگیره.
ادامه خواندن فرهنگ مث اثر انگشت میمونه (می مونه)!؟