خواب‌های بی‌کیفیت – Lazy dreaming

امروز صبح که از خواب بیدار شدم هر چه به مغزم فشار آوردم نتونستم چیزی که تو خواب به خودم گفته بودم «یادت باشه فردا صبح که بیدار شدی این نوشته رو تو وبسایتت بنویسی» رو یادم بیاد. یعنی «این نوشته» مهم بود. آره صبحی که پاشدم پیام که اومده بود پیشم بهش خوابم رو تعریف کردم و گفتم که الان هر چی سعی میکنم اون یادم نمیاد. پیام غش کرد از خنده، گفت بدون «اونم» عالیه همین رو بنویس تو وب‌سایتت. حالا خوابم چی بود و چی رو به خودم قول داده بودم.

دیشب تو خواب می‌دیدم که تو آپارتمانی زندگی میکردیم و ساکنین آپارتمان طبقه پایین برای خودشون یه گلخونه درست کرده بودن. این شده بود یه گلخونه برای اهالی که تو فصل سرما بیان گل‌دون‌هاشون رو بذارن اونجا که شرایط گلخونه‌ای بهتری داشت و اینحرفها.

بعد من اومده بودم پایین که مهمونی رو راه بندازم بره، سوار ماشین بشه. یعنی مطمئن بشم که بره :)))) شوخی. حالا این مهمون‌مون رفت و من موقع برگشت به ساختمان یه سر رفتم تو گلخونه. بماند که هوا اونجا سردتر بود که عجیب اومد بنظرم; بعد زیر بعضی گلدونها یه نوشته‌ای بود یعنی قسمت پایین هر گلدون که تو قفسه گذاشته شده بودن، یه استیکر مانند بود که مثلا این گلدون چیه و شرایط نگهداریش چیه و واسه کدوم آپارتمانه. خلاصه آره من هر چی نگاه میکردم نمی‌تونستم بخونم چی نوشته.

ادامه خواندن خواب‌های بی‌کیفیت – Lazy dreaming

فرندز مرندز رو بیخیال

آخه چیه این Friends این همه مدت به خاطر مانور و تبلیغات زیاد روش، فکر می‌کردیم بهترین سیت‌کامه! ما دو سه هفته پیش سریال Malcolm in the Middle رو تموم کردیم و از نظر من خیلی بهتر از فرندز بود، آدم رو قشنگ یاد بچگی‌ها و شلوغ‌بازی‌ها و شیطنت‌هاش مینداخت :)) . سریال مالکوم جدن خیلی خوب بود، بنظرم خیلیییییییییییی بهتر از فرندز بود. البته پیام همچنان نظرش با سریال فرندزه.

دیروز هم فصل دوم سریال Seinfeld رو شروع کردیم که فوق‌العاده است :))) اینقدر باحاله که نگو و نپرس، خود استندآپ کمدی‌های جری عالیه بقیه سریال هم همینطور. تازه خیلی جاها میبینین که فرندز از ساینفیلد الگو گرفته، البته نمی‌گم این بده یا چی. سوال اینجاست که چطور فرندز اینقدر محبوب شده ولی ساینفیلد و مالکوم نه. نمی‌گم این دو تا سریال محبوب نیستن، اما محبوبیتشون به اندازه فرندز نیست که برای من خیلی عجیبه! سریال‌های ساینفیلد و مالکوم هر دو خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر از فرندز هستن.

به خودتون و خانواده‌تون و دوستاتون لطف کنین و بشینین سریال‌های Malcolm in the Middle و Seinfeld رو ببینین. گفتم که ما تازه فصل دوم ساینفیلد رو شروع کردیم،‌ تا همینجاش هم عالیه و امیدوارم همینطور ادامه پیدا کنه. اما به قطع و یقین میگم که سریال مالکوم جدن خیلی لذت‌بخشه و چه بسا نظر شما هم مثل من همین باشه که در برابرش فرندز چیز خاصی نیست.

البته بحث تبلیغات هم میاد وسط تو تعیین و جهت دهی ذائقه و سلیقه مردم. شما همین سریال چی بگم آخه، اسکویید گیم رو می‌گم در نظر بگیرید. سریال مسخره‌ای بود از دید من، من سعی کردم اصلا ازش اسم هم نبرم که قاطی بازی تبلیغاتی نشم. الان دارم بعنوان مثال اینکه تبلیغات چطور یه سریال مسخره رو میاره بالا و میشه پر بیننده‌ترین سریال نتفلیکس، نام می‌برم. هر جا سرت رو برمیگردوندی اسم این سریال بود. تبلیغات کار خودش رو کرد و ما هم همون اوایل دیدیمش، اما بعد دیدنش هیچ‌جا اسمی ازش نمی‌بردم :))) از اون سریال‌هاست که آدم در نهایت فقط می‌تونه بگه «اوکی دیدم» و والسلام.

خلاصه که این دوره و زمونه از اون‌ دوره زمونه‌هایی نیست که آدم بگه جهان و کیهان و کهکشان و هستی داره به من میگه این سریال رو ببین یا اینکار رو انجام بده. نخیر اون چیزی که داره به ما میگه چی رو ببین و چیکار کن تبلیغاته، الگوریتم‌های هوشمندانه‌ و بعضا جاسوسانه هست (اصن همچین کلمه‌ای هست؟ جاسوسانه؟ اگه نیست برسونیدش به دست دانیال بهزادی) که میدونن ما داریم در مورد چی حرف میزنیم و چی سرچ میکنیم و چی میبینیم و بعد برامون چند تا انتخاب کادوپیچ شده میذارن جلومون. و یا نه اصلا چیزی که خودشون ترجیح می‌دن که قراره فروخته بشه، دیده بشه، پسندیده بشه، جا بیفته و … رو کادوپیچ شده می‌ذارن جلومون و اینها رو هی میکنن تو چشم‌مون. بعد کم کم این وظیفه اتوماتیک منتقل میشه به ما مخاطبین، که دانسته و ندانسته کار الگوریتم‌های شرکت‌های غول‌پیکر رو به عهده می‌گیریم.

فرندلی جسچر

یک منودراما ۳۰ دقیقه‌ای

یادم نیست کجا و کی، ولی یه صحنه‌ای از فیلم «The human voice» رو دیده بودم و دیروز یا پریروز به پیام گفته بودم که این فیلم کوتاهه و تیلدا بازی کرده، حتما وقت باز کنیم باهم ببینیمش. همین یک ساعت پیش دیدیمش.

الان که دراز کشیدم و می‌خوایم بخوابیم داشتم به داستان و بازیگری تیلدا و سگ و صحنه و طراحی لباس و خلاصه همه چی فیلم فکر میکردم؛ داستانش غم‌انگیزه ولی طوری که تیلدا بازی کرده آدم رو جذب می‌کنه. شاید یه کوچولو داستان رو لو بدم، دیگر خود دانید.

ادامه خواندن یک منودراما ۳۰ دقیقه‌ای

و اما اترنال

خب اترنال دیدگان هستیم. گفتم دیگه چه فیلمی مونده، غیر اسپایدرمن، که من نخوام تریلش رو ببینم؟ اصلا و ابدا یاد ماتریکس نبودیم. معمولا تو سینما من دیرتر وارد سالن میشم تا تریلرها رو پخش کنه و من بعد برم. خلاصه دیگه رفتیم نشستیم تو سالن و چراغ‌ها خاموش شد و یکهو تریلر ماتریکس رو صفحه بزرگ ظاهر شد و من ماتم برد و دهنم باز موند. داشتم بازوی پیام رو می‌چلوندم :)))) قلبم اومد تو دهنم. ماتریکس میشه دومین فیلمی که تریلرش از دستم در رفته و دیدم.

و اما اترنال، قرار نیست اسپویل کنم (خنده شدید)، هوممممم خوب بود با اینکه زیاد با شخصیت‌ها ارتباط برقرار نکردم، نتونستم دوستشون داشته باشم یعنی. شاید باید بریم کمیک‌هاشو بخونیم، اینطوری نمیشه. شایدم بازی‌هاشون خوب نبود.

بازیگرها جدید بودن، بعضی‌هاشون رو اصلا نمی‌شناختم. همچنان از بازی آنجلینا جولی خوشم نمیاد، بازی نمیکنه بیشتر ادا در میاره، تصنعیه، انگار تو تئاتر دبیرستانی چیزی داره نقش بازی میکنه. غیر از همین چیزی که نشون میده تو فیلم‌ها نمی‌تونه جور دیگه‌ای بازی کنه؟ مثلا شارلیز ترون رو تو نقش‌های مختلفی دیدیم و تو همه‌شون خوب بوده، حتا اگه عالی نبوده همهش‌، اما ضعیف نبوده. حالا نمی‌خوام آنجلینا رو مقایسه کنم با بازیگری مثل تام هنکس، فقط می‌خوام بگم آنجلینا از نظرم بازیگر قابلی نیست – حالا طرفدارهاش زیاد آتیشی نشن، این فقط نظر منه. هری‌استایلز هم وارد دنیای مارول شد، باید دید چیکار میکنه.

همش می‌خوام بگم فیلم رو زیاد دوست نداشتم، ولی خب فیلم خوبی بود. مثل «بلک ویدو» بد نبود، من که تریلر این فیلم رو ندیده بودم و چیزی که دیدم خب زیاد منو جذب نکرد. اما مثل فیلم ناتاشا سرخورده نشدم، شاید چون انتظار خاصی نداشتم؟! می‌تونه، شاید. اگه الان بخوام از 10 بهش نمره بدم احتمالا 5.5 یا 6 میدم.

بذار ببینیم چی میشه.

فرندلی جسچر

دون دون این؟

عنوان رو باید با لحن خاصی بخونین، مثلن دارین میگین اینهمه دون دون گفتن این بود؟ خب از عنوان که بگذریم چه خوش ساخت بود و دست کارگردان و عوامل جدن درد نکنه. بازی‌ها! واو بازی‌ها عالی بود. اما داستان! داستان رو اگه کتاب رو خونده باشین، حالا چه فارسی چه انگلیسی چه زبون دیگه‌ ای، می‌بینین و خب البته خود کارگردان هم گفته که اقتباسه، آره می‌بینین که بعضی وقتها داستان رو به طور دیگه‌ای جلو برده. من به شخصه داستانی که تو کتاب روایت شده بود رو بیشتر پسندیدم. فیلم فینچر تلماسه بیشتر به کتاب پایبند بود، فقط اینقدر بد ساخته بودن که آدم میگه چیکار کنم که یادم بره صحنه‌های فیلم.

خطر اسپویل فیلم، فرار کنیییییییییین

ادامه خواندن دون دون این؟

مرسی دکتر استیون وینسنت استرنج و رفقا

اسپویــــــــــــــل آلـــــــــــــــــرت

فصل اول سری ?…What If تموم شد و عجب سریالی ساخت مارول برامون. دست مریزاد عزیزان. برای یه آن از واچر بدم اومده بود داشتم با پیام بحث میکردم که همش زیر سر اونه که دکتر استرنج تنها مونده. الانم باید تنهایی مراقب دو تا احمق باشه.

خلاصه کلی با پیام در مورد نقش واچر گپ و بحث کردیم و آخرش از سر تقصیراتش گذشتم. البته پیام میگه تقصیری نداره، واچره و قرار نیست دخالت کنه، استرنج همه انتخابهاش با خودش بود. اما دست آخر واچر دخالت کرد! نکرد؟؟؟ اگر قرار بود دخالت کنه همون اول دخالت میکرد و نمی‌ذاشت دکتر استرنج عزیزمون به اون حال برسه. البته که به نفعش شد! نشد؟ مگه همین دکتر استرنج قدرتمند و ایزوله شده‌مون نبود که با کاپتان و استارلرد و بلک ویدو و گامورا و تور و اون پسرعموی نفرین شده تیچالای عزیزمون دنیاها رو نجات دادن؟ پس الان به نفعش بود که از قدرت زیاد دکتر استفاده کنه.

تو کَت من یکی نمی‌ره،‌ میگه من قرار نیست دخالت کنم، ولی دخالت کرد. آره دیگه: چی میشد اگه واچر دخالت کنه امـــــــــــــــــا اونجایی که دلش میخواد.

یه چیز دیگه، دیدید که آیرمن عزیزمون زیاد پررنگ نبود و سرنوشتش انگار همیشه به مرگ ختم میشد؟ چرا آخه؟ 🙁 نوید بازگشت بلک‌ویدو رو هم دیدیم یه جورایی و این چیز خوبی بود، منتظریم که ناتاشا رو تو دنیای دیگه‌ای که بلک‌ویدو عزیزشون رو از دست دادن ببینیم.

ولی دل من آروم نمیگیره که ویزارد عزیزمون اونجوری تنها ایزوله بشه، و اون واچر بره بشینه داستان‌ها رو ببینه و خوش باشه، بعد بگه همه‌تون داستانهای منین و این چیزهااا… نخیرم همچین چیزی نیست.

الان از دست واچر عصبانیم و شاید بعدن ازش تعریف کنم،‌اما الان نه. «چی میشد اگه نسرین از واچر خوشش میومد» رو در پست‌های بعدی میبینیم.

فرندلی جسچر

بوی خون از مراکش میاد

دیشب به انتخاب پیام فیلم «Only Lovers Left Alive» رو دیدیم. اینکه چرا این فیلم رو پیام انتخاب کرد بخاطر بازی تام و تیلدا بود. هر دو بازیگرهای قهاری هستند که ما دوتا خیلی دوسشون داریم. این دو تا لعنتی محشرن، تام که کلا با بازی لوکی حساب خودش رو جدا کرده برای همیشه، این سوای بازیگری محشرش و جذاب بودنشه :*** تیلدا هم خب فوق‌العاده است و بالاخره انشنت وان عزیزمونه :))) همیشه پای مارول در میونه.

فیلم Only Lovers Left Alive

ممکنه یه خورده اسپویل فیلم باشه 🙂 خلاصه حواستون باشه اگه میخواین فرار کنین الان وقتشه.

ادامه خواندن بوی خون از مراکش میاد