فاشیسم در رنگ‌ها و طرح‌‌های مختلف

امروز فصل ۲۹‌ام از داستان محبوبم پیانوی‌خودنواز، اثر عزیز دلمون ونه‌گات، رو می‌خوندم. نه نه، قرار نیست اسپویل کنم، فقط یکجاش که نوشته بود : « مثل پیراهن‌قهوه‌ای‌های هیتلر، مثل پیراهن‌سیاه‌های موسولینی. به همان اندازهٔ هر اونیفورمی بچگانه است». خب من نمی‌دونستم که این پیرهن قهوه‌ای و سیاه‌ها اشاره به چه موضوعی/داستانی داره! به همین خاطر در موردشون یه جستجوی کردم، خوندم و گفتم نوشتنش بد نمیشه.

پیراهن‌قهوه‌ای‌های هیتلر و پیراهن‌سیاه‌های موسولینی
این‌ها در واقع گروه‌هایی بودن که قبل به قدرت رسیدن رهبرهاشون (هیتلر و موسولینی) کارشون رو شروع کردن و بعد به قدرت رسیدن هم بودند، تا جاهایی بودند البته.

کار این گروه‌ها چی بود؟
نیروی خیابونی حزبشون بودن، یعنی فقط تبلیغات سیاسی نمی‌کردن; تجمعات حزب یا گروه رقیب رو به هم میزدن، مخالفانشون رو کتک می‌زدن، اعتصاب‌ها رو می‌شکستند و ایجاد رعب و وحشت می‌کردن. بله دقیقن، یک مشت وحشی.

پیرهن‌ سیاه‌های موسولینی
گروه یا دسته مسلح فاشیستی بودند که بهشون به ایتالیایی Camicie Nere، پیراهن سیاه‌ها، میگفتند. این گروه بخصوص علیه سوسیالیست‌ها، کمونیست‌ها، اتحادیه‌های کارگری و کلن هر گروه و جنبش مخالفی دست به خشونت می‌زدند.
همین نیروهای فاشیست در راهپیمایی به سوی رم در سال ۱۹۲۲ هم نقش داشتن. راه‌پیمایی تهدید آمیزی که در نهایت به نخست‌وزیر شدن موسولینی کمک کرد. بعد از به قدرت رسیدن موسولینی هم این گروه‌ها کنار گذاشته نشدن. رژیم جدید در سال ۱۹۲۳ اون‌ها رو در قالب MVSN، میلیشیای داوطلب امنیت ملی، سازمان‌دهی و قانونی کرد.

پیرهن قهوه‌های هیتلر
اسم این گروه در واقع Sturmabteilung بود که بخاطر رنگ یونیفرمشون بهشون میگفتن پیرهن قهوه‌ای‌ها. به یهودی ها حمله میکردن، از سخنرانی‌های هیتلر محافظت می‌کردن، به سوسیال دموکرات ها و کمونیست‌ها حمله میکردن و اینها. بعد اینکه هیتلر به قدرت میرسه، این‌ گروه هم که بهشون SA می‌گفتن (با SS فرق داره SA) شبیه نیروی شبه‌ پلیس شدن.

رهبر این گروه، ارنست رم، می‌خواست که SA جای ارتش آلمان رو بگیره.این گروه در اون زمان چند میلیون عضو داشت، و این قضیه فرماندهان ارتش و خود هیتلر رو نگران کرده بود. سال ۱۹۳۴ هیتلر در ماجرایی که بعدها به «شب کاردهای بلند» معروف شد، دستور کشته شدن رهبران SA رو میده. بعد از اون، SA بیشتر قدرت سیاسی و نظامی‌ش رو از دست داد و SS تبدیل به نیروی اصلی سرکوب دستگاه حاکم شد. اما SA کامل از بین نرفت، یعنی تا پایان جنگ جهانی دوم در کار بودند.

فاشیسم از همه رنگ
البته طبق مطالبی که خوندم، فقط این دو گروه/حزب رو نداشتیم که با رنگ لباس‌شون شناخته شده هستند. مثلن، یکی دیگه‌شون در مورد بریتانیا، اسوالد موزلی بود که اتحادیه فاشیست‌های بریتانیا رو تشکیل داد. اسم Blackshirts به اعضای اتحادیه داده شده بود. بعدن Public Order Act 1936 در بریتانیا (قانون نظم عمومی ۱۹۳۶) وضع میشه و پوشیدن یونیفرم سیاسی رو محدود می‌کنه.

می‌گم دیگه یکی دو تا نبوده، بعد موفقیت موسولینی و هیتلر، بقیه هم در کشورهای دیگه شروع به الگو/کپی‌برداری می‌کنند. مثلن پیرهن سبز‌های رومانی و برزیل، پیرهن آبی‌های اسپانیا، پیرهن نقره‌ای‌های آمریکا، پیرهن طوسی‌های آفریقای جنوبی و …

این همرنگی و یکدست بودن ظاهرشون، برای نشون دادن هویت جمعی‌شون بوده، قدرتشون رو به نمایش بذارند و حتی ایجاد ترس و وحشت کنند. در این وضعیت، «هویت جمعی» نسبت به «هویت فردی» الویت پیدا می‌کنه و برجسته‌تر میشه و اعضا هنجارهای گروه رو راحت‌تر می‌پذیرن، ممکنه حتی بدون چون و چرا طبق رفتارهای تعریف شده گروه حرکت کنند.
البته البته، هر یک رنگ و یکدست پوشیدنی‌ای به معنی فاشیست بودن اون گروه و اعضاشون نیست.

ببینین چقدر خوبه «پیانوی خودنواز»، داستان رو می‌خونی و پشت‌بندش میشینی چیزهای دیگه هم میخونی! ناز مغز و ذهن‌ت ونه‌گات عزیزم :*
(در یک دنیای موازی‌ای، داستان پیانوی خودنواز رو “حسین شهرابی‌”شون ترجمه کرده، و مردمشون میخونن و لذت می‌برن از ترجمه عالی و داستان عالی البته. شاید هم در یک دنیای موازی دیگه، ونه‌گات عزیزمون، “پیانوی خود‌نواز” رو به فارسی نوشته بود!… ظاهرن در هیچکدوم از دنیا‌ها من نسخه انگلیسی‌ش رو نمی‌خونم :))) )

بعد انتشار اضافه شد: هشدار اسپویل فیلم موج

اگر فیلم «Die Welle» – موج- رو دیده باشین، می‌بنیین که اونها هم برای اتحادشون تصمیم گرفتن که پیرهن سفید و شلوار جین بپوشند. عجب فیلمی عجب داستانی، دست مریزاد واقعن.

بعله، خلاصه که لعنت به فاشیست و فاشیسم