پادکست – داستان کوتاه تاوان از کتاب ج مثل جادو

0 0 با همین چشام دارم زل میزنم به مانیتور و میگم پس از تاریکی رو هم تموم می‌کنم :)))

خیلی خب، اخیرن یکی دیگه از کتاب‌های باحال نیل گیمن رو می‌خوندم، یعنی مجموعه داستان‌های کوتاه به اسم ج مثل جادو از نیل گیمن،  و دلم خواست که یکی از داستان‌هاش رو صوتی کنم.

پادکست - داستان کوتاه تاوان از کتاب ج مثل جادو

این کتابی که دست من واسه انتشارات کتاب‌های پریان و کتاب پنجره هست، مترجمش فرزاد فربد و تصویرساز هم تدی کریستینس.

ادامه خواندن پادکست – داستان کوتاه تاوان از کتاب ج مثل جادو

رزومه شکست‌های ایلان ماسک

پیامم این عکس رو بهم نشون داد که بیا نسرین ببین و … . خلاصه منم کیف کردم جا داره بازم بگم پیام جونم مرسی :** .  از اونجایی که من و پیام از دوست داران شدید Elon Musk هستیم، من خواستم اینو به فارسی ترجمه کنم.  شکست‌های ایلان ماسک رو به تاریخ مشخص کرده 🙂

حالا یه سری میترسن که شکست بخورن و شروع نمی‌کنن، یه سری میترسن که شکست‌هاشون رو بگن و … در صورتی که آدم‌هایی که هدفهاشون براشون مهمه، هیچ وقت دست نمی‌کشن و به این و اون هم کاری ندارن. حرف همه آدم‌ هایی رو که نمي‌تونی و خجالت نمی‌کشی و این چه ایده‌ایه و  نمیشه و فکرای بچه‌گونه و اینها از دهنشون نمیوفته رو از یه گوش بشنویم و از یه گوش بدر کنیم. این آدم‌‌ها نتونستن‌های خودشون رو به بقیه القا می‌کنن،  شایدم نه واقعن فکرشون همونه، موضوع اینه که مهم نیست. حالا مهم اینه که آدم در جهت چیزی که می‌خواد باشه و سعی کنه بهش برسه و شکست خوردن که خیلی هم خوبه یعنی خیلی تلاش کردی و شکست خوردی یعنی خواستی و در جهتش بودی و شکست خوردی و … اصلن شکست جزیی از زندگیه و باید باشه 🙂

ادامه خواندن رزومه شکست‌های ایلان ماسک

جادوگر‌های Pendle hill

داشتم یه پادکست رو میگوشیدم که اشاره‌ای هم داشت به جادوگران Pendle hill. خب بار اولم بود که این اسم به گوشم می‌خورد و رفتم سراغ سرچ کردن تا ببینم کیا بودن و چه اتفاقاتی افتاده . خب این هم نتایج سرچ‌های من :

اول از همه از حال و هوای جادوگر‌ و جادو‌های داستان هری‌پاتر بیاین بیرون 🙂 چون این داستان به شیرینی ماجرایی که جی کی رولینگ خلق کرده نیست. این یه داستان واقعیه.

جادوگر‌های تپه Pendle

تپه پندل (Pendle Hill) اسم یه منطقه تو شمال غربی انگلستان هست.

جادوگران Pendle گروهی از مردم ساکن Pendle hill (نزدیک Lancashire ) بودن که به قتل با سحر و جادوشون متهم شدن. در پاییز ۱۶۱۲ درLancaster برای این آدمها محاکمه‌ای برپا میشه. این محاکمه مشهورترین و مستندترین محاکمه جادوگران در تاریخ انگلستان هست.  اسامی ۱۲ نفرشون که تو Pendle Hill زندگی می‌کردن و متهم به قتل ۱۰ نفر با سحر و جادو بودن به قرار زیر هستش:

ادامه خواندن جادوگر‌های Pendle hill

تاریخ با رسم شکل

تو ذهنم زنهای قد بلند و کشیده با پیراهنهای رنگی و دامن‌های چین دار بلند در حال رقص هستن. ابروهاشون کشیده، بینیهاشون کشیده، سردی و غرور تو نیگاشون و اون لبخند سرد.  چه قشنگه این چیزی که الان تو ذهنمه.

هیچی دیگه دارم آهنگ‌های آذری رو میگوشم و تصوراتم داره میرقصه. و اصلش این آهنگ و رقص با دایره است که چقدر خوبه

ادامه خواندن تاریخ با رسم شکل

چرا می‌خوایم چیزهای بامزه رو گاز بگیریم؟ چرا دوست داریم گاز بگیریم؟

پیامم چندین بار از من خواسته در این مورد تو اینترنت بچرخم و دلیلش رو پیدا کنم. دلیل این رو که چرا ما علاقه داریم آدم‌هایی که دوستشون داریم یا نوزادان و در کل چیزهای بامزه رو گاز بگیریم. خب پیام جونم این هم نتیجه سرچ‌های من که تو وب‌سایتم می‌نویسمش. چون ممکنه سوال یکی دیگه هم باشه، یا نه اصلن! من دوست دارم بنویسمش چون برای خودم جالبه 🙂

اول از همه باید بگم فکر نمی‌کنم که همه آدم‌ها دلیل گاز گرفتنشون فقط این باشه که عاشق طرف مقابلشون هستن، یا بچه‌ای ور دیدن که مي‌خوان گاز گازیش کنن. طبق سرچ‌هایی که داشتم باید بگم آدم‌هایی هستن که فقط دوست دارن یه چیز نرم مثل بازوی یه نفر که البته قابل اعتماد هستش رو گاز بگیرن. قابل اعتماد از این بابت که ناراحت نشن که یکی بازوشون رو گاز گرفته. خب این از این. پس شد بعضیا علاقه دارن گاز بگیرن چیزی رو، نه از روی عشق و علاقه و بامزگی! بلکه از روی نیاز به گاز گرفتن.

ادامه خواندن چرا می‌خوایم چیزهای بامزه رو گاز بگیریم؟ چرا دوست داریم گاز بگیریم؟

چیزهای مجازی و احساسات واقعی یا غیرواقعی؟

خیلی خب، چند وقت پیش یه انسانی برام بابت یه توییتی که زده بودم، یه اپیزود از سریال Black mirror رو معرفی کرد. نشستیم با پیام دیدیم و بسیی لذت بردیم. الان نمی‌خوام این مجموعه رو معرفی کنم. تصمیم گرفتیم این سریال رو ببینیم چون هر اپیزود یه قسمت جداگونه است پس برای ما بهترین گزینه محسوب میشه.

حالا سیزن ۱ اپیزود ۲ این سری اسمش هست Fifteen Million Merits . راجع به اینه که آدم‌ها وارد یه زندگی مجازی میشن و با دوچرخه زدن، برای سرمایه‌داران احتمالا برق تولید مي‌کنن و  برای خودشون امتیاز کسب می‌کنن. با این امتیازها مي‌تونن زندگی واقعی و مجازیشون رو اداره کنن. مثلا خمیر دندون استفاده کردن از امتیازشون کم می‌کنه و ناهار خریدن همچنین و تو زندگی مجازی مي‌تونن با این امتیازهاشون کانال‌های مختلف ببینن یا برای کاراکتر مجازی خودشون لباس بخرن و … . یکی از آدمای این ماجرا به اسم Bing مثل بقیه نیست. امتیاز بالایی بدست آورده (بهش ارث رسیده) و براش مهم نیست که برای کاراکترش جاده جدید بخره، کانال‌های سکسی یا توهین کردن به آدم های دیگه رو ببینه و… . یه جور این دنیا به هیچیش نیست طور مثلا. حالا یه جا با یه آدم دیگه آشنا میشه که صدای خوبی داره و قشنگ می‌خونه می‌خاد بهش کمک کنه تا بره برای مسابقه کشف استعداد و این چیزها. یه جا Bing برمیگرده می‌گه همه این‌ها مجازی هست و هیچی واقعی نیست اما صدای تو واقعیه. داستان قراره به چیز دیگه‌ای اشاره کنه. ****** کسایی که ندیدین می‌تونن این دو جمله آخر رو نخونن، هر چند فکر نمی کنم اسپویل باشه****** اینکه سرمایه دارها می‌تونن از آدم‌ها به نفع خودشون استفاده کنن و نظر جمعی چطور به نظر فردی غالب میشه و ارزش‌ها و باورهاش تو یه آن بر باد میره. خب این فیلم و چیزی که دست آخر میخواد بگه مهمه خیلی مهمه ولی برگردم به حرفی که می‌خوام بگم.

ادامه خواندن چیزهای مجازی و احساسات واقعی یا غیرواقعی؟

پادکست پس از تاریکی – ساعت 3:02

خب  باز هم فاصله کمتر شد و این خوبه. آفرین به حضرت نسرین :* باید برای خودم یه کادوی تشویقی بخرم یا بگم پیام برام کادوی تشویقی بده تا زود بخونم و ثبت شود بر جریده عالم پادکست من :)))))))  آخ که چقدر من الان خوشحالترم.

آخ آخ یادم رفت اینم بگم که ” پس از نیمه شب ” هم جریانش حل شد. تو یه گوشه کتاب اینطور نوشته بود و منم چشم میخورد بهش  ادامه قصه.

بریم بقیه پادکست کتاب پس از تاریکی رو بگوشیم

این هم نسخه آزاد ogg

برای دانلود نسخه mp3

خب بریم سراغ موزیک آخر پادکست:

اسمش هست Islak Islak یعنی خیس خیس یا نم نم از یکی از خواننده‌های باحال من  Cem Karaca. ایکاش معنیشو می‌دونستین یا خوشبحال اونایی که ترکی بلدن و می‌دونن داره چی میگه. تشبیه‌ و مجازهایی که استفاده کرده رو خیلی دوست دارم خیلی . خیلی خوبه خیلییییییی .

Sürerim buluttan tarlaları
Yağmurlar ekerim göğün göğsüne
Güneşte demlerim senin çayını
Yüreğimden süzer öyle veririm