تست گوتنبرگ آزمایشی

خب خب یک دقیقه پیش گوتنبرگ رو فعال کردم، و با این پست دارم از نسخه آزمایشیش استفاده می‌‌کنم. وضعیت فونت داغونه.

فعلا درحال حاضر فکر می‌کنم خوشم نمیاد ولی باید برم جلوتر ببینم چی میشه.

من رو که داره یاد GIMP می‌ندازه،  یه محیط کاری سمت راست و یه نوار ابزار سمت چپ، آره مثل گیمپه.

در مذمت خاص پنداری و انگاری و …

از وقتی که یادم میاد همیشه مخالف این بودم که گروهی به هر دلیلی از گروه دیگه برتر بشن و یه جورایی خاص باشن و امتیازات ویژه برخوردار باشن. این موضوع در مورد خودم هم صادقه. در تمام دوران، البته تا جایی که حافظه یاری کنه، هیچ وقت نخواستم بنا به دلایلی از بقیه جدا و خاص باشم و به همین روال در مورد بقیه که جز خواص بودن و ازش لذت می‌بردن هم حس خوبی نداشتم.

محمد

زمان دانشجویی با رفقا هرازگاهی می‌رفتیم وادی رحمت سر مزار رفتگان خودمون و شهدا. اوایل می‌دیدم که بعد از اینکه فاتحه دسته جمعی می‌دادیم بچه ها پخش می‌شدن و هر کدوم سر مزار یه شهیدی میشستن. فکر مي‌کردم فامیلی آشنایی هستن شاید، تا اینکه پرسیدم و گفتن که همه شهیدا عزیزن ولی آدم دوست داره با یکیشون صمیمی بشه، یعنی هر کدوم یه شهیدی رو مثلا به عنوان دوست، برادر، خواهر انتخاب می‌کردند و مزارش رو تمییز میکردن و باهاش حرف میزدن.