چشم، دیگه چی؟

تو یک پلتفرمی، یکی نوشته بود: «اگر در آروزی جنگی، جدی می‌گم; برو تراپی ….. خودت رو درمان کن، …… »

اول اینکه تراپی رفتن چیز بدی نیست. اتفاقن خیلی هم خوبه. فقط اول باید پولش را داشته باشیم 🙂 . پولش رو بدید بهمون، به روی چشم تراپی هم می‌ریم، چرا نریم؟! (الانم برداشت می‌کنین که پس من در آرزوی جنگم؟ نه از اون بابت نمی‌گم و اون بنده خدایی که اون بیانات رو داشته اصلن من رو نمیشناسه و منم نمیشناسمش، خلاصه صرفن دارم میگم تراپی بد نیست و بد جلوه‌ش ندید)

دوم اینکه وقتی کسی به جایی رسیده که آرزوی جنگ می‌کنه، بهتر نیست اول بپرسید چه شرایطی اون رو به این نقطه رسونده؟ دلسوزید و می‌خواین تغییری ایجاد کنین، و در نهایت به این جمله‌ها رسیدید؟

حمله کردن به مردم بی‌ قدرت و تحقیر کردنشون، اون هم از موضعی اخلاقی و از بالا، خیلی به مذاقتون خوش میاد؟این حرف‌هام هم به این معنی نیست که آرزوی جنگ چیز خوبی‌ه یا نه… این کاملن بحث دیگه‌ایه. و اگر شما می‌خواین با جنگ‌ خواهی/ جنگ‌ طلبی مقابله کنین، باید بفهمید چه چیزی مردم رو به جایی رسونده که از جنگ نمی‌ترسن، یا حتا اون رو تنها راه تغییر می‌بینن.

چطور می‌تونین سال‌ها رنج، خشم، تحقیر، سرکوب و بی‌آیندگی، بی‌حرمتی، کشت و کشتارعلیه مردم رو ندیده بگیرین و بعد، وقتی نتیجه اینها رو در مردم می‌بینین، با یک جمله‌ی «برو تراپی / خودتو درمان کن» همه‌ چیز را به ظن خودتون به اختلال روانی و مشکل فردی تقلیل بدید؟؟ همدلی و فهمیدن فقط برای آدم‌هایی نیست که محترمانه، با کلاس، با فکر و یا اصلا با ادبیاتی که شما می‌پسندید درد می‌کشند و زخمشون رو نشون می‌دن.

و البته، درک کردن دلیل یک حرف، به معنای تاییدش نیست. و همچنین البته، تحقیر کردن مردم بی‌قدرت رنج دیده هم اسمش آگاهی نیست.

ولی شما اون پول رو بده ما یه تراپی بریم بد نمیشه