طولانی شد؟ هوم فکر نکنم. البته من سه چهار روی میشد که فصل ششم کتاب کوههای سفید رو ضبط کرده بودم ولی یه چندجاییش نیاز به ویرایش داشت و فرصت نمیکردم برم سر وقتش و امروز انرژی خوبی برای ویرایش داشتم و نشستم ردیفش کردم. حالا کار خاصی هم نبودها، حالا بگذریم :))
این هم از فصل پنجم کتاب کوههای سفید از چهارگانه سهپایههای حضرت جان کریستوفر. این قسمت طولانی شد، یعنی نزدیک 1 ساعت. دیگه وسطاش داشتم پیر میشدم که دوباره جوون شدم.
فصل چهارم کتاب کوههای سفید از مجموعه سهپایههای جان کریستوفر رو هم دیروز ضبط کردم که امروز منتشرش میکنم. تصادفن فصل سوم رو ۳ و فصل چهارم رو ۴ آذر ضبط کردم، که خیلی بنظرم عجیب اومد، یعنی تصادف خوبی بود.
اینکه دو شب پشت سر هم ضبط کردم، یه خورده عجیبه! از من بعیده.
خب اینم فصل سوم کوههای سفید با عنوان راهی به سوی دریا، از مجموعه سهپایههای جان کریستوفر. انگار یه ذره تند تند خوندم. در حقیقت من همونجوری که حرف میزنم و شایدم یه خورده آرومتر داشتم میخوندم، اما به نسبت بیشتر مردم این طرز خوندن من میشه تند تند خوندن. نسبیه! خواستم توضیح بدم نمیدونم چه دردی رو دوا میکنه. اما میخوام در نهایت، اگر عمری باشه و این رو تموم کنم، چیز خوبی از آب در بیاد پس باید قول بدم به خودم که شمرده یا آهسته بخونم از این به بعد. I have spoken.
پادکست کتاب کوههای سفید – فصل سوم : راهی به سوی دریا
خب خب بازم تصمیم گرفتم یه کتاب دیگه رو صوتی کنم. کتابی که انتخاب کردم کتاب اول از چهارگانه سهپایهها به نویسندگی جان کریستوفر با عنوان کوههای سفید هستش. هنوز نمیدونم هر هفته یه فصلش رو میخونم یا هر دو هفته اما بالاخره قصدم این هست که این چهارگانه رو صوتی کنم، یا کم کمش کتاب اولش رو.
ژانر کتاب علمی-تخیلی و برای گروه سنی نوجوانهاست. من که نوجون نیستم، اما خوندم و لذت بردم. اینها رو باید مینوشتم تا یه کمی بدونین قراره چی بشنوین.
پادکست کتاب کوههای سفید – بخش اول : جشن کلاهکگذاری