یه ویدئویی در کانالی دیدم که به شدت تلخ بود، در مورد کلاهبرداریهایی که در جریانه… ببینین کلاهبرداری چه آنلاین چه آفلاین (دنیای واقعی) داره از خصلتهای یک انسان سواستفاده میکنه. خصلتهایی که در وضعیتها و شرایط مختلف بسیار میتونه تحت تاثیر قرار بگیره. چطور بگم… مثلن کسی رو بسیار خسیس میشناسیم، همین شخص وقتی شاهد یک بلای طبیعی باشه ممکنه بدون درنگ کمک فراوانی برای مردم آسیبدیده بفرسته. یا مثلن ما وقتی ته جیبمون خالی باشه، ممکنه زودتر فریب کلاهبرداریها رو بخوریم. در این شرایط اگه یکی بیاد بگه: داستان من فرق داره. پولت رو بذاری اینجا، اینقدر سود میگیری. ببین، فلانی و بهمانی هم سود کردن. و اتفاقن ممکنه فلانی و بهمانی هم سود کرده باشن. اما این بههیچوجه دلیل نمیشه که با یک کلاهبرداری طرف نباشیم، خیلی از کلاهبرداریها دقیقن برای جلب اعتماد، در مراحل اولیه جدن سود پرداخت میکنن. اینجاست که کسی که درگیری شدید مالی داشته باشه، فریب میخوره.
ما تو دنیای آنلاین میایم میگیم سیستممون رو طوری طراحی میکنیم که مداخله عامل انسانی رو به حداقل برسونیم، اینطوری حمله مهندسی اجتماعی رو کماثرتر میکنیم. ببینین هیچ وقت این وکتور از بین نمیره، فقط ما سطح حمله رو کم میکنیم. یعنی میگیم دیگه طرف مقابل حمله، انسانی که احساسات داره – ضعفهایی داره که قابل پچ شدن نیست چون انسانه – دیگه نیست، طرفش یک سیستمه که قوانین محکم خودش رو داره مگر اینکه باگی چیزی داشته باشه اما احساسات متغیر نیست… پس در دنیای آفلاین هم نیاز داریم یه چیزهایی سیستماتیک حل شوند، اینجا دولتها و حکومتها هستتن که باید با نظارت جدی روی شرکتها، مدل درآمد، وعده سود، تبلیغاتشون در شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرها کاری کنن که یک شرکت کلاهبرداری نتونه به این راحتی شکل بگیره، تبلیغ کنه و فعالیتش رو ادامه بده. یعنی یک حل مساله از بالا به پایینی باید داشته باشیم، و اونوقته که یک حرکت از پایین به بالا یعنی بالا بردن سطح آگاهی و سواد مالی مردم میتونه تاثیر بسیار بیشتری بذاره، ترکیب این دو کنار هم مهمه. نه اینکه در غیاب یکی اون یکی هم بیمعنی و بیاثره، نه نه اصلن منظورم این نیست.. میخوام بگم قرار نیست صرفن با آگاهی رسانی مردم این مشکل جدن حل شه، ما در دنیای آنلاین نمیتونیم فقط با تکیه بر افزایش آگاهی کاربر نهایی حملات رو کاهش بدیم، انسان ضعیفترین حلقه در زنجیره امنیته، به همین خاطر قدمها، فعالیتها و رفتارها رو شناسایی و اونها رو سیستمی و ماشینی میکنیم.
اون ویدئو برام خیلی تلخ بود به همین خاطر این پست رو نوشتم کل حرفی که میخواستم بگم این است که مقصر دانستن مردم و خندیدن به وضع بدی که درش گیر افتادن، یعنی در کل حمله به قربانیها اساسن نشانه گرفتن جای اشتباهه. مقصر در وهلهی اول، سیستمیه که اجازه میده چنین شرکتهای کلاهبرداری به راحتی شکل بگیرن، تبلیغ کنن و فعالیتشون رو ادامه بدن، و صدالبته بعد از اون، خود شرکتها و افرادی که آگاهانه این کلاهبرداریها رو طراحی و اجرا میکنن. اینکه همهچیز رو به طمع مردم یا کمبود آگاهی تقلیل بدیم، در عمل تا حد زیادی مسئولیت ساختارهای نظارتی و خود کلاهبردارها رو کمرنگ میکنه و مردمی که قربانی شدن رو بیشتر شرمگین و خجل… دوباره بنویسم اصلن و ابدن منظورم این نیستکه آگاهی رسانی مردمی در غیاب نظارت سیستمی مفید نیست، نه اتفاقن دم همه آدمهایی که آگاهی مردم رو بالا میبرن گرم، فقط خواستم بگم مسخره و حمله کردن به قربانی اصلن درست نیست، دلایلش هم نوشتم.
میخواین نظارت کنین رو مردمی که اپلای به دانشگاهی چیزی میفرستن؟ برید نظارت کنین جایی که باید و شاید… چطور اینقدر نمیفهمید آخه، همینه دیگه وضع کشور اینطوریه.