چه کسی جواب را می‌نویسد؟

داشتیم یک پادکستی گوش می‌دادیم که اشاره کرد به AEO – Answer Engine Optimization، یه توضیح کوتاهی داد که به چه معنی‌ای است و از اتفاق اخیری صحبت کرد… من نمی‌دونستم و برام خیلی جالب اومد، یه ذره سرچ کردم و یه چیزهایی خوندم و گفتم نوشتنش بد نمیشه، با یک مثال واقعی شروع کنیم.

یک سیاستمداری به اسم داستین لوید، نامزد دموکورات مجلس ایالتی میزوری، متوجه می‌شه که چت‌بات‌های هوش مصنوعی چیزی در موردش نمی‌دونن، یعنی نمی‌دونن کی هست، برنامه‌هاش چیه، الویت‌هاش چیه و … . به همین خاطر، یک وب‌سایت شخصی برای خودش راه می‌ندازه . یک بخشی در وب‌سایتش رو اختصاص می‌ده به پرسش و پاسخ درباره‌ی پیشینه، اهداف و پیشنهادهای سیاستی‌اش و غیره. کم‌کم متوجه می‌شه که پاسخ‌های چت‌بات‌ها دارند دقیق‌تر می‌شوند و پیغامی که داستین می‌خواست منتقل کنن را منعکس می‌کنن. گویا حالا هم افرادی رو استخدام کرده که تمرکزشون روی AEO است.

حالا AEO چی است؟ قبل‌تر از هوش مصنوعی، SEO رو داشتیم و البته هنوزم داریمش 🙂 یعنی تلاش برای نشون دادن یک محتوایی، به شبکه‌های اجتماعی، پوشش‌های خبری، موتورهای جستجو و… بستگی داشت. دیگه با ظهور چت‌بات‌های هوش مصنوعی AEO رو هم داریم. یعنی اگر کسی/گروهی/شرکتی/سازمانی/ایده‌ای می‌خواد خودش رو مطرح کنه، باید به این فکر کنند که چطور انواع چت‌بات‌های هوش مصنوعی داده‌ها رو دریافت، ترکیب و تحلیل می‌کنند، و برای این منظور محتوا تولید کنند.

چه اتفاقی میتونه بیوفته؟ هر کسی پول بیشتری بده برای تولید محتوایی که می‌خواد منعکس بشه، همون کنترل جواب‌های چت‌بات‌ها رو خواهد داشت- احتمالن. یعنی اگر کسی در چت‌بات بنویسه که : «نظرت در مورد نامزد x نماینده مجلس Y چیه؟»، جوابی که اون چت‌بات‌ داره میده، نه لزومن واقعیت، بل اون چیزی است که نامزد مورد نظر و یا مخالفان اون نامزد می‌خواستن که داده بشه.
من با مثال یک سیاستمداری که می‌خواد در انتخابات پیروز بشه نوشتم، شما بسط بدید به هر موضوعی که می‌خواین. نکته مهم‌ش: جواب ها نه لزومن واقعیت، بل چیزی است که می‌خوان به اسم واقعیت نشون داده بشه.

راه حل چیه؟ بیشترین کار سمت شرکت‌هایی است که مدل‌ها رو میسازن. و البته سیاست‌هایی که باید وضع بشه علیه دستکاری واقعیت، جانبداری و دستکاری جواب‌هایی که مدل های هوش مصنوعی بهمون می‌دن. همچین قسمت مهمی‌ش هم سمت ماهایی است که استفاده کننده هستیم. اینکه بدونیم جواب‌های چت‌بات‌های هوش مصنوعی ۱۰۰‌٪ قابل اعتماد نیستند. اینکه سعی کنیم نظرات موافق و مخالف رو سرچ کنیم و بخونیم. اینکه بدونیم مدل ها دست کی هستند و چطوری مي‌تونن جانبدارانه رفتار کنند. اینکه موقع نوشتن پرامپت بگیم از هر منبعی داری استفاده میکنی لینکش رو هم دست آخر بنویس- مدل‌های مختلف البته لینک‌ها رو می‌نویسن…


بالاتر نوشتم ۱۰۰٪ اعتماد نکنیم، این یک طور مانتراست برای من. نه نتیجه گوگل نه نتیجه هوش مصنوعی، نه هیچی، من اعتماد ۱۰۰٪ نمی‌ذارم روی چیزی… البته خانواده‌ام جدای این هستند. ببینین خیلی وقته دیپ‌فیک رو داریم، الان هوش مصنوعی رو هم بهش اضافه کنین، دیگه نمیشه براحتی اعتماد کرد به تماس صوتی و پیغام تصویری و …. نه اینکه فوبیا داشته باشیم، بلکه بدونیم چه تکنولوژی‌هایی است و چطور میشه ازشون سواستفاده کرد و رفتار عاقلانه چیه! شک کردن، محتاط رفتار کردن، نپذیرفتن درجای هرچیزی که می‌شنویم و میبینم و اینها عاقلانه است برای من.

Rule #1: Don’t trust 100%