دنبال کدوم دموکراسی هستیم

با لعنت به اول و آخر ظالم و ستمگر شروع میکنم و امید به آزادی; به حق خون‌هایی که ریخته شدند، تمام زندگی‌های نابود شده، زندانیان سیاسی و معترض، به حق دست‌ها و سفره‌های خالی، رقص سر مزار، صداهای نشنیده، تماس‌های بی‌پاسخ، پیغام‌های نرسیده… به حق مردم.

ما مردم می‌خوایم که دموکرات باشیم. مردم نظر دارن و نظرشون رو میدن، این مهمه، حتا اگر بدونن که نظرشون برای کسی مهم نیست، با زهم نظرشون رو می‌دن چون مي‌خوان که شنیده بشن، چون میخوان که تاثیر داشته باشن روی تصیم‌هایی که روی زندگی‌شون اثر میذاره. مردم می‌خواهند صداشون مهم باشد. دموکراسی باید اینطور باشه: مهم بودن نظر مردم در عمل. نه این‌که هر چند سال یک بار از مردم استفاده بشه تا به یک ساختار از پیش چیده‌ شده مشروعیت بدن و بعد دوباره کنار گذاشته بشن، و اعتراض‌ها رو با بستن اینترنت و به گلوله بستن مردم سرکوب کنن، یا مدل‌های دیگه سرکوب کنن.

حالا، دموکراسی از یونان باستان اومده دیگه، بله بله با همه‌ی محدودیت‌ها و بی‌عدالتی‌هاش، یک نکته دراون هست که هنوز مهم است: این‌که تصمیم‌گیری درباره‌ی امر عمومی، کاملن از مردم جدا نشده بود. بله، فقط مردان آزاد حق مشارکت داشتن و این خودش یک بی‌عدالتی بزرگ بود، اما دست‌کم ایده این نبود که مردم فقط رای بدن و بعد یک طبقه‌ی سیاسی جدا از آن‌ها همه‌چیز را اداره کند. امروز چیزی شبیه این نوع دموکراسی رو می‌بینیم: فرانسه و ایرلند مجمع‌های شهروندی دارن، تشکل‌(؟) یا مجمعی است که انگار ۹۹ نفر از بین مردم رو به شکل تصادفی قرعه کشی می‌کنن تا درباره‌ی مسائل مهم نظر بدهند، خب پشت این کار یک اعتراف‌ه: این‌که شکل رایج دموکراسی نمایندگی، کار نمی‌کنه، جواب نمیده، یا قابل اعتماد نیست و اینکه مردم از قضرها و گروه‌ها و سن‌های مختلف باید نظرشون شنیده بشه و در تصمیم‌گیری‌ها باشند.

چرا دموکراسی رایج مشکل داره؟ چون خیلی وقت‌ها بیشتر به نفع قدرتمندان و ثروتمندان کار می‌کنه تا به نفع مردم. چون کسی که بالا می‌آید، بیشتر از اینکه نماینده‌ی من و تو باشد، نماینده‌ی شبکه‌ی قدرتی‌ه که اون را بالا آورده. چون پول، رسانه، تبلیغات، پارتی، رابطه، خون، الگوریتم و داده، تعیین می‌کنن چه کسی بیشتر دیده شه و چه کسی اصلن شانس مطرح شدن داشته باشه. این وسط سهم مردم چیه؟ این‌که هدف عملیات روانی بشیم؟ این‌که درباره مردم داده جمع کنن که بفهمنن به گروه‌های مختلف چی باید گفت که نظرشون/رای‌شون رو گرفت؟ در نتیجه این به دموکراسی می‌رسیم؟

بعد هم همیشه این حرف را می‌زنن که مردم دانش سیاسی و اقتصادی ندارن، پس نباید مستقیمن در تصمیم‌گیری دخالت کنند. خیلی خب، چرا ندارن؟ چه کسی این دانش را از ما مردم دریغ میکنه؟ یکی از وظایف مهم سیستم آموزشی می‌تونه این باشه! اگر از همون مدرسه، بچه‌ها یاد بگیرن که شهروند بودن یعنی چه، تصمیم‌گیری جمعی یعنی چه، مسئولیت سیاسی یعنی چه، اگر کارشناسان/مسئولان مجبور باشن شفاف و صادقانه و با داده‌های درست با مردم حرف بزنن، اگر اطلاعات در انحصار یک عده نمونه، اون وقت چرا مردم نتونن تصمیم‌گیرنده باشن؟ مشکل واقعن ناتوانی/ناآگاهی مردمه یا انحصار؟

من وقتی به دموکراسی فکر می‌کنم، به نماینده‌هایی فکر نمی‌کنم که با هزار دوز و کلک و تبلیغ و پول و ارث و میراث می‌یان بالا و بعد اسم خودشون را می‌گذارن نماینده/رییس جمهور. به این فکر می‌کنم که آیا خود مردم راهی واقعی برای اثر گذاشتن بر تصمیم‌های مهم دارند یا نه. آیا ما مردم واقعن می‌تونیم چیزی را جلو ببریم، چیزی را متوقف کنیم، کسی را وادار به پاسخ‌گویی کنیم، یا نه فقط قربانی و بازیچه‌ هستیم.

و اینکه وقتی می‌گیم «مردم»، دقیقن از کدوم مردم حرف می‌زنیم؟ اون‌هایی که با ما هستن یا اون‌هایی که با اون‌ها هستن؟ اون‌هایی که با ما همفکرن؟ اونهایی که همزبان‌ن؟ اون‌هایی که هم مذهبی ما هستن؟ اونهایی که همشهری‌ها هستیم یا هم کشوری؟ بحث از من و تو و ما و اونها باید بالاتر بره – ما مردم دشمن هم نیستیم- من هرچه بیشتر به این موضوع فکر می‌کنم به این نتیجه میرسم که مرز‌ها مشکل مهمی هستن. این مرزها باعث میشن تابعیت رو فدای انسانیت کنیم. قبل از اینکه به انسان‌ها فکر کنیم، به مرز فکر می‌کنیم، مرز میتونه مرز بین کشورها باشه، مرز بین مذهب‌ها باشه، مرز بین همون کلیشه ما و اونها باشه، زن و مرد باشه، بگیر و برو. ما ها می‌تونستیم هم کره‌ای باشیم. یعنی همه‌مون مردم کره زمین باشیم و خودمون، نه نماینده‌ها، تصمیم گیرنده و مجری باشیم.

شاید مشکل اصلی این نباشد که مردم برای دموکراسی اصلی آماده نیستن، که اینم هست البته. اما به نظرم مشکل اصلی‌تر که قدرت، دموکراسی واقعی رو نمی‌خواد. چون دموکراسی واقعی فقط رای گرفتن نیست. پاسخ‌گو کردن قدرت‌ه. شکستن انحصار تصمیم‌گیری‌ه. یعنی این‌که ما مردم دیگه فقط تماشاگر/ قربانی / بازیچه نباشیم.

یه پادکستی رو گوش می‌دادم، گفتم چیزی که فهمدیم رو بنویسم.می‌تونه اشتباه باشه، فقط برداشت خودم و نظرات خودم رو نوشتم.

به امید آزادی و دموکراسی واقعی